تبليغاتX

برای اینکه بتوانیم به سرعت هرگونه تغییری را به وجود آوریم، کافی است بدانیم که هم اکنون در همین لحظه قادر به تغییر هستیم. . جامعه جوانان زین آباد

مرثیه نیست واقعیت است

برای سفارش آگهی در وبلاگ زین آباد زیبا با ما تماس بگیریدX

آینه ای برابر آینده ات می گذارم تا از تو ابدیتی بسازم زین آباد من
زین آباد زیبا-وبلاگ رسمی زین آباد بجستان

باسمه تعالی



ای تو مرا نادره آموزگار،          افسر زرين به سر روزگار،روشنى جان من از جان توست   خنده من از لب خندان توست

هفته معلم بر سازندگان فرهنگ جامعه مبارکباد


معلمان پدید آورندگان اندیشه و تفكر در فراگیران خود می

باشند و هر نگرش مثبتی كه بخواهد آغاز گردد لازم است

با معلم و به تبع آن دانش آموز شروع شود.


                                       جامعه جوانان زین آباد

نعناع

نعنا داراي اسانس با انواع ترکيبات موثر مي باشد که مهمترين ماده اسانس نعنا را مانتول تشکيل مي دهد که "40" تا " 60" درصد اسانس را شامل مي شود و بيشترين مقدار آن در برگهاي جوان يافت مي شود.

عطر نعناع براي پيشگيري از خواب آلودگي و احساس آرامش ماثر است. عطر نعناع و دارچين باعث مي شود رانندگان بتوانند آرامش بيشتري داشته باشند و خواب شان نبرد.

نعناع اضطراب و نگراني را كاهش و مخلوط نعناع و دارچين، آگاهي را افزايش مي دهد . استنشاق بوي اين گياهان به طور مداوم در زمان رانندگي هاي طولاني مدت، باعث مي شود آمار حوادث رانندگي و قربانيان اين وقايع كاهش يابد.

همچنين نعناع نفخ شکم را ميگيرد و براي کسانيکه دلپيچه دارند دم کرده آن بسيار مفيد است همراه با نبات مصرف شود بهتر است.

نعنا با مصرف جهاني" 10" هزار تن در سال از قديمي ترين و مهمترين گياهان دارويي و ادويه اي به شمار مي رود.

کاربرد نعنا:

  • استفاده اسانس در صنايع بهداشتي، غذايي، آرايشي، شيريني سازي، نوشابه سازي، نوشابه سازي و مصرف ادويه اي
     

  • استفاده از طعم آن در بهبود مزه داروهاي بدمزه.
     

  • استفاده در محلولهاي شستشوي دهان و گلو و خميردندانها به خاطر خاصيت ضد باکتريايي مانتول موجود در اسانس.
     

  • نعنا جهت مداواي نفخ، دردشکم، سوء هاضمه(درمان قطعي)، ناتواني روده ها، تب، سرما خوردگي و آنفولانزا توصيه شده است.
     

  • جوشانده برگ و گل آن جهت لطافت و شادابي پوست استفاده مي گردد.
     

  • ماليدن چند برگ نعنا در محل گزيدگي حشرات مي تواند اثرات آنرا تا حد زيادي خنثي نمايد.
     

  • گفته مي شود جويدن برگ نعنا باعث کاهش درد دندان شده و همچنين باعث ضدعفوني مجاري بيني و گلو مي گردد.
     

  • خاصيت ضدعفوني آن بسيار قوي است به طوري که در ضدعفوني محيط بخصوص مواقع وجود بيماريهاي واگيردار بسيار موثر مي باشد و باعث دفع حشرات و مگس نيز مي گردد.
     

  • بخور جوشانده نعنا جهت گرفتگي بيني بسيار موثر است.
     

  • کمپرس گرم آن باعث رفع درد سر و همچنين دردهاي روماتيسمي مي گردد.
     

  • ماليدن نعنا بر روي سينه زنان بچه شيرده باعث رفع احتقاق شيري مي گردد.
     

  • نعناع بخصوص براي افرادي که دايم در حال مرور درس براي امتحان هستند، موثر است.
     

  • هنگام خستگي يا زماني که حس مي کنيد مغزتان کشش مطالب جديد را ندارد، استفاده از نعناع سودبخش است.



خانواده محترم قاسمی

با نهایت تاسف درگذشت ناگهانی فرزند دلبندتان را به شما و خانواده محترم ایشان تسلیت عرض می نماییم و برای بازماندگان صبر و برای آن مرحوم مغفرت الهی خواستاریم .جامعه جوانان زین آباد

----------------

13 بدر

http://www.iranlaw.com/norooz.jpg


راستش رو بخواهيد يک کتابي به نام نوروزگان قبل از عيد تهيه کرده بودم که در آن در مورد رسم و رسومات ايرانيان در قبل و بعد از نوروز ، با بياني شيوا نوشته شده بود و من هم تصميم گرفته بودم که اکثر مطالب آن را براي شما در اين وبلاگ بنويسم و البته هم چند مطلب نوشتم ولي به دلايل مختلف نتوانستم از اين کتاب بيشتر بهره بگيرم و اگر امروز هم نمي خواستم مطلبي که در مورد سيزده به در آن نوشته بود را برايتان ننويسم واقعا در حقان ظلم کرده بودم و براي همين به اختصار برايتان نوشتم.


انديشه والاو انساني هر ايراني ، هر عزيزي را ، هر بزرگي را و هر ميهماني را به نيکويي مي پذيرد ، پيشواز مي کند ، به نيکويي مي نوازد و گرامي مي دارد و او را نيز به نيکويي بدرقه مي کند . نوروز بزگ را با چهارشنبه سوري پيشواز مي کند و با سيزده به در که آخرين آيين در جشن هاي نوروزي است بدرود مي گويد . در اين روز غم و غصه و رنج و خمودي نا پذيرفته است و همگان مي خواهند که سيزده ، بدر شود تا زندگي عادي خود را آغاز کنند .


در ابره ريشه سيزده بدر برخي را باور بر اين است که شناختن سيزده بدر به عنوان روز نحس از نخستين سال رصد زردتشت بوده است . بدين گونه که در آن سال سيزدهم فروردين ثابت بهاري با سيزدهم ماه قمري برابر افتاده و از اين رو در نزد منجمان روز بد شگون آمد. اين بدين جهت بود که ستاره شناسان روز استقبال را که ماه و خورشيد روبروي هم قرار مي گرفتند ، را نحس مي دانستند و معتقد بودن که بايد در اين روز دست از کار کشيد و از خانه بيرون شد . هم اکنون نيز در بعضي از نقاط کشور آنقدر از عدد سيزده وحشت دارند که به شمارش واژه زياده را به کار نمي برند . گروهي اعتقاد دارند که اگر کودکي در روز سيزده نوروز متولد شود هميشه بيمار است و اگر دختري در اين روز ازدواج کند ، هوو به سرش مي آيد.


Happy New Persian Year

سيزده به در از مهمترين وجوه مشترک فرهنگي سرتاسر ايران زمين است و با تفاوتي اندک در همه جا و در هر شهر و روستا يکسان است و با تفاوتي اندک در همه جا و در هر شهر و روستا يکسان برگزار مي شود. اصل در اين است که در اين روز همه ي مردم از خانه بيرون بروند و در دامان کوه و دشت بگذارند و نحسي سيزده را به صحرا بيندازند . از اين رو در روز سيزده بدر خانه ها ، کوجه ها ، خيابان ها ، روستاها و شهرها همه خالي است ، در عوض ديوارها را که پشت سر گذاشتي بوستان ها و باغ ها ، گلزارها ، کنار رود و چشمه ها در سراسر ايران زمين از مردم پر است و يکدم از شادي آرام ندارند.


در روز سيزده بدر هر کس ميهمان خويش است. از روز دوازدهم که ديد و بازديد هاي نوروزي پايان يافت ، همگان به تهيه مقدمات سيزده مشغول مي شند که بايد فردا را بيرون از خانه بگذرانند و صبحانه و نهار را بيرون بخورند و بعضي از خانواده ها نيز به صورت گروهي با اقوام سيزده را سپري مي کنند. از جمله غذا هايي که اکثر مردم در اين روز آماده مي کنند مي توان به آش رشته اشاره کرد که بر سر سفره هر ايراني در اين روز پيدا مي شود و ديگر سبزي پلو با کوکو و قورمه سبزي هم مي توان نام برد.

حتما ادامه مطلب رو بخونید در مورد بخت گشايي در سيزده به در هستش ......

زین آباد زیبا همیشه با شماست ............


ادامه مطلب مقاله زین آباد زیبا را می خواهم مطالعه نماییم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا  | 
اندیشه نو مظهر مقاومت
http://images.stockxpert.com/pic/m/i/ic/icefront/67986_45102479.jpg

روشنفکری : شعار اندیشه نو

اندیشه نو ناشر اندیشه های مترقی، تربیون افکارمردم مبلغ تامین حقوق انسانی و عدالت اجتماعی در زین آباد بوده با مظاهر استعمال زور خشونت ، برتری جویی ، افراط و ظلمتگرایی زیر هر پوشش و به هر شیوه یی که تبارز نماید مخالف است

اندیشة نو زاده چیست؟
وضع رقتبار ، نهایت پیچیده و فوق العاده غیر عادلانه زین آباد ما را متشنجتر ساخته و عصر ما را به دوران انحطاط در امور مناسبات روستایی و روابط میان روستایی مبدل نموده است که اصول قبول شده در ساحات همزیستی مسالمت آمیز ، روابط بین مردمی زیر پا میگردند و جای آنرا شیوه های زور و اجبار ، تهدید و دسیسه ، فریب و دو رویی می گیرد.


این وضع زندگی مردم را به قطب های متضاد دو گانگی های دوامدار تقسیم می نماید که در نتیجه عده یی در رفاه دایمی و دیگران در فقر وبدبختی و بی ثباتی دوامدار ، عده یی در انکشاف و ترقی ، دیگران در عقب گرایی و ظلمت ابدی ، عده یی نو می آفریند و دیگران را به کهنه گی و کهنه پسندی های همیشه گی سوق میدهند، عده یی در سرزمین دیگران حکم میراند و دیگران در زادگاه پدری اش حق زیست را ندارند و مجبورند که با انواع تبعیض و محرومیت در روستا به پرزه های ماشین کار های شاق و رقتبار مبدل شوند ، عده یی در آخرین مراحل شگوفایی دایمی بسر میبرند و دیگران ارزش های تاریخی و فرهنگی و حتی زبان شان را از دست میدهند و به بخاطر عدم بلدیت به فرهنگ و زبان دیگران انواع محرومیت و تبعیض را متحمل میگردند. علت های آشکار معلول های چون مهاجرت ، تخلف از حقوق بشر را بار می آورد که متاسفانه قربانی های نخستین این همه بدبختی ها خانواده های فقیر و عقب نگهداشته شده نظیر آنچه در زین آباد مشاهده می شود می باشد. در عصریکه دسیسه چینی و نفاق به تجارت سودمندی به روستا خواران منفعتجو و بزرگترین منبع بدبختی ، فقر ، بی وطنی و نابودی و ضایعات فرهنگی به زین آباد و بخصوص آنهایی که در روستا مالکیت ندارند میگردد، این بی عدالتی با مقاومت مردمان زیر ستم روبرو میگردد که واکنش ها گاهی از حوصله و گنجایش زورگویان بیرون می شود و عکس العمل قدرتمندان روستا موجب سرکوبی بیشترمردم محروم میگردد. به باور ما هر فرد حق دارد که بخاطر رفاه و شگوفایی زین آباد و رهایی کار و فعالیت نماید و راه معقولتری را با در نظر داشت وضع و شرایط جستجو نماید که جنبه های انطباقی داشته باشد. روستای ما زین آباد که یکی از قربانیان این وضع غیر عادلانه است ، تخم کهنه گرایی ، ظلمت ، عقبگردی در آن کاشته می شود . نفاق و تعصب همچون نهالی غرس و آبیاری میگردد ، تا ریشه بگیرد و میوه آنرا کسانی که هیچ گونه زحمتی به خود را نمی دهند می خورند. در چنین وضع نامساعد ما به تعقل بیشتر به قربانی و صداقت و پاتریاتیزم بیشتر نیاز داریم ، تا مقاومت های معقول و منطقی و فکری را ایجاد نماییم که قابلیت زیست و دوام بیشتر را داشته باشد. ما باید نو خود را در توفان کهنه پرستی های حمایت شده دیگران و روشنی را در میان ظلمت گرایی های حفاظت شده ایجاد نماییم و مردم خود را مطمین بسازیم که ما به اندیشة نو ، نگرش نو ، شیوه ها و اسالیب جدید و زندگی نو ضرورت داریم. جنبش زین آباد زیبا چراغیست که بمثابه مقاومت در مقابل جبر و ستم که در ستمدیده ترین و رنجدیده ترین و محروم ترین نسل یعنی نسل قربانی و مظلوم ترین قشر یعنی روشنفکر زین آباد پدید آمد. ادعای نواندیشی ما در آنست که ما نو و کهنه را پیوند میدهیم و از نابود سازی نو توسط کهنه اعتراض می نماییم ، از مرز های نفاق و شقاق که جنگ و کهنه پرستی که توسط افرادی خاص محصور نموده است عبور کرده و وابستگی های مهلک و کشنده را که محصول «شعار تفرقه بیانداز و حکومت کن» است به ریشخند گرفته ایم ، ما از زورگویی های که به علایم قبیلوی، قومی پدیدار گردیده انتقاد کرده ایم و ازخشونت ها در هر قالب و چوکاتی که تبارز نموده اعتراض کرده و آنرا افشا نموده ایم. ما بخاطر نام و شهرت و دارایی نه ، بل بخاطر آرمان ما که رهایی، آزادی، احترام به مقام انسان ، تطبیق اصول عدالت اجتماعی است کار کرده ایم و بالاخره نو بودن ما در آنست که ما شیوه های نوین زندگی و اسالیب جدید کار را در زین آباد می خواهیم و معتقد هستیم که زین آباد به نگرش نو و اندیشة نو ضرورت دارد .

((همانقدر که هیچگاه همه پیروزیها نشانه حقانیت نیستند، به همان اندازه هم شکستها نمی تواند دلیلی بر عدم حقانیت باشند))

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا  | 
         عيد:

 

سال 87 هم با هم خوبيها وبديهاش داره اخرين نفساشو می کشه سالی که

خيلی از موفقيتها رو بدست اوردیم ودر عين حال خيلی از موقعيتها رو از دست

 دادیم به هر حال هر هم موفقيتها وهم شکستها رو لازم داریم برای پا گذاشتن

به سال جديد 

 

                سال نو  با همه شيرينی هاش  خريدکردنشان  عيد ديدنی رفتن

وازهمه مهمتر عيدی گرفتن نزديک  صدای پای بهار اروم اروم توی هر کوچه

وپس کوچه ای مياد

ولی ايا همه عيد همين هست و همين طوری به استقبال بهار بريم

هيچ وقت فکر کرديم خوب سال جديد که مياد چه برنامه های جديدی رو بايد

بگذرونيم به چه چيزهای بايد برسيم کدوم برنامه ها در اولويت هستند يااينکه

نه هر چه پيش ايد خوش ايد ما هم طبق اون عمل ميکنيم

راستی شما از کدوم گروه هستيد

گروهی که خودشون تصميم می گيرن و عمل می کنن

يا گروهی که همه چيز رو به دنيا وتقدير وزمان می سپارن

به قولی:

         عيد آمد وعيد آمد         

هان وقت سعيد آمد

برخيزو به ميدان رو

تا حالا چند تا از ما اينطوری گرفتار شدن:

سال سال اين چند سال

امسال پارسال پيارسال

هر روز ميگيم دريغ از پارسال

 

و با اين دعا به استقبال سال جديد بريم :

يا مقلب القلوب والبصار

يامحول الحول والاحوال

يا مدبر اليل و النهار

حول حالنا الی الاحسن حال

 

 

سالی خوب وهمراه از موفقيت رو برای همه شما آرزو می کنیم

                                                     التماس دعا  مدیر یت وبلاگ وهیئات تحریریه

ایمان واقعی                

.در یک شهر به علت نباریدن باران خشکسالی شده

 

 بود به همین علت دیار آن شهر تصمیم گرفتند که برای

 

 نزول باران نماز باران بخوانند ثانیه ها گذشت تا اینکه

 

 دیار آن  شهر برای خواندن نماز باران در ان گرما جمع

 

 شدند ولی در میان جمع ان چیزی که مورد توجه قرار

 

 گرفت این بود که پسر بچه ای با چتر امده بو د واین

 

 یعنی ایمان واقعی...

نظرات برتر

درختان خشك را چه حاجت به اره

صد بار بميري پس ِ يك بار تولد                  هر روز ِ خدا شاهد يك حادثه باشي


 با قله ی تو پنجه درافکنده پلنگ


آنگونه که با عرصه دریات نهنگم

از چار طرف عازم فتح توام ،آری


با گستره ات صلح ندارد سر جنگم

پنداشتی:آن پای خطر خسته شد ،اینک


نادیده شتابی که به سر داشت درنگم

ای گرگ من! ای بره ی مغموم! میندیش


هر چند چراگاه تو افتاد به چنگم

من عافیت سخت ترین تجربه هایم


هیهات بر آن سر که نخوردست به سنگم

با اینهمه بین من و تو  ما و منی نیست


من صافی لرد تو و  تو صیقل زنگم

زانو زده بر سینه سهرابی ام  ای عشق!


زخم تو چه زخمی است؟کز آن اینهمه شنگم!

                                                        جامعه جوانان زین آباد زیبا           
                          

دهه فجر برفجر افرینان مبارک باد

 به ماه پیروزی خون بر شمشیر»خوش آمدید

محرم وصفر است که اسلام را زنده نگهداشته است

باز از راه محّرم غم رسید       امام خمینی (ره)                                        
از زمین و آسمان ماتم رسید

خرقه ها را بار دیگر تن کنید
آتشی در قلب این خرمن کنید

طبل و شیپور عزا را سر دهید

==========================================

انديشـه هاي نو و نسل جوان

اما از ميان مطالبي كه اخيراً درباره نوآوري و پذيرش انديشـه هاي نو و نسل جوان خوانـده ام مطلبي است تحت عنوان «فرزندان» از كتاب «پيامبر» نوشته «جبران خليل جبران» كه بدون هيچ تعبير و تفسيري ترجيح مي دهم آن را نقل كنم.


«فرزندان شما به حقيقت فرزندان شما نيستند آنها دختران و پسران زندگيند در سوداي خويش. آنها از كوچه وجود شما مي گذرند اما از شما نيستند. عشق خود را بر آنها نثار كنيد. «اما انديشه هايتان را براي خود نگه داريد» زيرا آنها را انديشه ديگر است.

جسم آنها را در خانه خود مسكن دهيد اما روح آنها را آزاد گذاريد زيرا روح آنها در خانه «فردا» زيست خواهد كرد. ممكن است تلاش كنيد كه شبيه آنها باشيد اما مكوشيد آنها را شبيه خود بار بياوريد زيرا زمان به عقب باز نخواهد گشت و با ديروز درنگ نخواهد كرد شما كساني هستيد كه از چلّه آن فرزندانتان همچون تيرهاي جانـدار به آينده پرتــاب مــي شوند.»
به گمان من همه عصاره پيام جبران خليل جبران آنست كه مبادا جوانها را با پارادايم ها و باورهاي زنگ زده خود به پيري زودرس بــرسانيم و مبادا با نپذيرفتن انديشه ها و پارادايم هاي تازه و با طراوت فرزندانمان خود را جوانتر و تازه تر نكنيم .
در پايان مقاله نيز شعر زير را كه در حال و هواي باراني اينروزها اتفاق افتاد و اشارتي به نوگفتن و نوشنيدن و ترك عادتهاي كهنه دارد تقديم خوانندگان عزيز مي كنم:


زير باران
زير باران بيا قدم بزنيم
حرف نشنيده اي به هم بزنيم
نو بگوييم و نو بينديشيم
عادت كهنه را به هم بزنيم

و زباران كمي بياموزيم
كه بباريم و حرف كم بزنيم
كم بباريم اگر، ولي همه جا
عالمي را به چهره نم بزنيم

چتر را تا كنيم و خيس شويم
لحظه اي پشت پا به غم بزنيم

سخن از عشق خود بخود زيباست
سخن عاشقانه اي به هم بزنيم

قلم زندگي به دست دل است
زندگي را بيا رقم بزنيم

«سالكم» قطره ها در انتظار تواند
زير باران بيا قدم بزنيم

==============================================================

عرض تسلیت

خانواده محترم کمالی و سایر  وابستگان

با نهایت تاسف در گذشت مرحوم شادروان حاج حسن کمالی را به خانواده محترم ایشان و سایر بازماندگان تسلیت عرض می نماییم و برای آن مرحوم مغفرت و برای بازماندگان صبر از درگاه خداوند متعال خواستاریم .


                                                                                  جامعه جوانان زین آباد
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا  | 
ديروز شيطان را ديدم
ديروز شيطان را ديدم. در حوالي چهار راه بساطش را پهن کرده بود؛ فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌کردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر کس چيزي مي‌خريد و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌ها تکه‌اي از قلبشان را مي‌دادند و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند و بعضي آزادگيشان را. شيطان مي‌خنديد و دهانش بوي گند جهنم مي‌داد. حالم را به هم مي‌زد. دلم مي‌خواست همه نفرتم را توي صورتش تف کنم. انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من کاري با کسي ندارم،‌فقط گوشه‌اي بساطم را پهن کرده‌ام و آرام نجوا مي‌کنم. نه قيل و قال مي‌کنم و نه کسي را مجبور مي‌کنم چيزي از من بخرد. مي‌بيني! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديک‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اينها فرق مي‌کني.تو زيرکي و مومن. زيرکي و ايمان، آدم را نجات مي‌دهد. اينها ساده‌اند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب مي‌خورند. از شيطان بدم مي‌آمد. حرف‌هايش اما شيرين بود. گذاشتم که حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت. ساعت‌ها کنار بساطش نشستم تا اين که چشمم به جعبه‌اي عبادت افتاد که لا به لاي چيز‌هاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم. با خودم گفتم: بگذار يک بار هم شده کسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يک بار هم او فريب بخورد. به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را باز کردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،‌نبود! فهميدم که آن را کنار بساط شيطان جا گذاشته‌ام. تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش کردم. تمام راه خدا خدا کردم. مي‌خواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغي‌اش را توي سرش بکوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود. آن وقت نشستم و هاي هاي گريه کردم. اشک‌هايم که تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بي‌دلي‌ام را با خود ببرم که صدايي شنيدم، صداي قلبم را. و همان‌جا بي‌اختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شکرانه قلبي که پيدا شده بود . همين !!!!!!

این نیز بگذرد

بچه ها بي شك آينده در دست شماست و خوب و بدش هم مال شماست. شما خواه ناخواه بزرگ ميشويد و همپاي زمان پيش مي رويد. پشت سر پدران و بزرگهايتان مي آييد و جاي آنها را مي گيريد و همه چيز را به دست مي آوريد. زندگي اجتماعي را با همه ي خوب و بدش صاحب مي شويد. فقر..ظلم..زور..عدالت..شادي و اندوه ..بيكسي...كتك ..كار و بيكاري..زندان و آزادي..مرض و بي دوايي.گرسنگي و پا برهنگي و صدها خوشي و ناخوشي اجتماعي ديگر مال شما مي شود
مي دانيم كه براي درمان ناخوشيها اول بايد علت آن را پيدا كرد. مثلا دكترها براي معالجه ي مريض هاشان اول دنبال ميكرب آن مرض مي گردند و بعد دواي ضد آن ميكرب را به مريضهاشان ميدهند . براي از بين بردن ناخوشي هاي اجتماعي هم بايد همين كار ا كرد. مي دانيم كه در بدن سالم هيچوقت مرض نيست. در اجتماع سالم هم نبايد نشاني از ناخوشي باشد . ورشكستگي ...زور گفتن...دروغ..دزدي و جنگ هم ناخوشي هايي هستند كه فقط در اجتماع ناسالم ديده مي شوند. براي درمان اين همه ناخوشي بايد علت آنها را پيدا كنيم. هميشه از خودتان بپرسيد چرا رفيق همكلاسم را به كارخانه ي قاليبافي فرستادند؟چرا بعضي ها دزدي مي كنند؟ چرا اينجا و آنجا جنگ و خونريزي و جود دارد؟بعد از مردن چه ميشوم؟پيش از زندگي چه بوده ام؟ دنيا آخرش چه ميشود؟جنگ و فقر و گرسنگي چه روزي تمام خواهد شد؟
و هزاران هزار سوال ديگر بايد بكنيد تا اجتماع و دردهايش را بشناسيد. اين راهم بدانيد كه اجتماع چهار ديواري خانه تان نيست. اجتماع هر آن نقطه اي است كه هموطنان ما زندگي ميكنند. از روستاهاي دوردست تا شهرهاي بزرگ و كوچك. با همه ي كوچه هاي پر از يهن و لجن روستا تا خيابان هاي تر و تميز شهر. با كلبه هاي تنگ و تاريك و پر از مگس روستاييان فقير تا قصرهاي شيك و درخشان شهري هاي دولتمند. بابچه هاي كشاورزو قاليباف مزدور و ژنده پوش تا بچه هايي كه كمترين غذايشان چلو مرغ و بوقلمون و موز و پرتقال است. اينها همه اجتماعي است كه شما از پدرانتان به ارث خواهيد برد. شما نبايد ميراث پدرانتان را دست نخورده به فرزندان خود برسانيد. شمابايد از بديها كم كنيد يا آنها را نابود كنيد. بر خوبيها بيفزاييد و دواي ناخوشيها را پيدا كنيد يا آنها را نابود كنيد. اجتماع امانتي نيست كه عينا حفظ مي شود.
براي شناختن اجتماع و جواب يافتن به پرسشها چند راه وجود دارد. يكي از اين راه ها اين است كه به روستاها و شهرها سفر كنيد و با مردم مختلف نشست و برخاست داشته باشيد. راه ديگرش كتاب خواندن است. البته نه هر كتابي. بعضي هامي گويند هر كتابي به يك بار خواندش مي ارزد. اين حرف چرند است . در دنيا آنقدر كتاب خوب داريم كه عمر ما براي خواندن نصف نصف آنها هم كافي نيست. از ميان كتاب ها بايد خوب ها را انتخاب كنيم. كتابهايي را انتخاب كنيم كه به پرسش هاي جوراجور ما جواب هاي درست مي دهند. ما را با اجتماع خودمان و ملت هاي ديگر آشنا مي كنند و ناخوشي هاي اجتماعي را به ما مي شناسانند. كتاب هايي كه ما را فقط سرگرم ميكنند يا فريب مي دهند به درد پاره كردن و سوختن مي خورند.
بچه ها قصه و داستان را با ميل مي خوانند. قصه هاي با ارزش مي توانند شما را با مردم و اجتماع و زندگي آشنا كنندو علت ها را شرح دهند. قصه خواندن تنها براي سرگرمي نيست. بدين جهت من هم ميل ندارم كه بچه هاي فهميده قصه هاي مرا تنها براي سرگرمي بخوانند.




http://i31.tinypic.com/293dp5c.jpg

هرچه بدبختی و درد است برای ده ماست

پای یک مسجد زیبا بنای ده ماست   

                                               نوتر از منظره ها مقبره های ده ماست

خانه هامان گلی و پنجره هامان بسته

                                              فقط این مسجد زیبا نمای ده ماست

کدخدای ده ما هرچه بگوید حق است

                                              کدخدای ده ما نیست خدای ده ماست

کدخدا را چو خدا قبله حاجت کردیم

                                            کدخدایی و خدایی که بلای ده ماست

ما از این زندگی آخر به خدا خسته شدیم

                                             این صدا مختص من نیست صدای ده ماست

خاک نفرین شده ها مرکز طاعون زده ها

                                             تخم آفت زدگی در گل و لای ده ماست

پدرم از ده بالا که غروب آمد گفت

                                             هرچه بد بختی و درد است برای ده ماست

آی چوپان جوان خسته نباشی بنواز

                                               فقط این نی لبکت لطف و صفای ده ماست

  مرگ بر چپاولگران ......

نظر بر تر

  به نظر من آدمها سه دسته اند :
 یک دسته اونهائی هستند که واقعا میفهمند
 یک دسته اونهائی هستند که واقعا نمیفهمند
 و دسته آخر اونهائی هستند که خودشون رو به نفهمی میزنند
 که به نظر من دست گروه سوم زودتر از بقیه باز میشه
 و معمولا آدمهای دو رو و منافقی هستند که حتی خداوند هم در قرآن از اونها به زشتی یاد کرده و در روز    محشر با ظاهری کریه و زشت مانند اعمالشان ظاهر میشوند برای اینطور افراد دعا میکنم چون نمیتونم نفرین  کنم نفرین کاره آدمهای ضعیفه دعا میکنم که خدا اونها رو به راه راست هدایت کنه .
از خدا میخوام که به همه ما آدمها رقت قلب عطا بکنه
یک قلب صاف و بی ریا از خداوند میخوام یه قلب پاک ،اینقدر پاک که بشه جلوه خداوند رو توی اون دید
خدایا به همه ما کمک کن که در روز محشر چهره هامون زیبا و نورانی باشه و با چهره های زیبا و متعالی در محضر مبارک شما حاضر بشیم .لطفا مطلب را در وبلاگ قرار دهید متشکرم از اینکه مارا مورد لطف قرار داده اید وبه وبلاگ خودتان سرزدید متشکریم

بدين شهر و لشکر فراوان کس است
که همسال او بآسمان کرکس است
.

 
چرا هستیم و چرا باید باشیم ؟؟؟؟ به راستی چرا ...


http://i37.tinypic.com/10rmm4w.jpg

 دلیل «هستن » را از «آلبر کامو » می پرسند- بر خلاف دکارت که معتقد است « من اندیشم ، پس هستم » و بر خلاف « آندره ژید » که می گوید:

« من احساس می کنم پس من هستم» ، آلبر کامو می گوید: « من اعتراض می کنم، پس من هستم » چون علیه جهان ، علیه طبیعت و علیه نظامی که انسان در آن قربانی است و علیه بودن ، اعتراض می کنم پس هستم. و چون از او – کامو – می پرسند:« تو که در جهان مسئولی را نمی شناسی و به خدا معتقد نیستی ، و برای خودت طرف مقابلی را قائل نیستی که اعتراضت را بشنود ، پس فریاد اعتراضت ، چه معنایی می تواند داشته باشد ؟وقتی معتقدی که گوشی برای شنیدن نیست، چه دلیلی هست برای اعتراض کردن و فریاد کشیدن؟ »

می گوید:

« اعتراض نمی کنم که مخاطبی بیابم یا مسئولی را بیدار کنم و یا سرزنش کنم ، اعتراض می کنم چون نمی توانم اعتراض نکنم ، اعتراض می کنم که اگر نکنم ، نظامی را که بر انسان حاکم است ، و وضع موجود را پذیرفته ام و بدان تسلیم و با آن همراه شده ام ، در حالی که می خواهم نفی کننده باشم، نه تسلیم شونده و پذیرنده، و جز اعتراض کردن – حتی بی ثمر – راه دیگری نمی شناسم.»

و من سخن «کامو» را در زندگی ام – بر اساس همان رسالت و مسئولیت کوچک و حقیری که نسبت به آگاهی و شعور و اعتقاد دارم ، حس می کنم – سر مشق قرار دادم . و در تمام عمر هر فریادی که زدم و هر کوششی که کردم و هر فعالیتی که همراه با هیجان و دلهره و شور و خطر و ضرر داشتم، بر همان اساس بود که تشریح کردم و با این دلیل بود که پذیرفتن و تسلیم شدن را نمیتوانستم . و همواره این اعتقاد را داشته ام که به هیچ امیدی فریفته نشدم و چراغ ها و برق های دروغین امیدم نبخشید و به موفقیت های شخصی امیدوار نگشتم. و با اعتقاد به این که در نهایت ، ظلمت و سکوت و تنهایی ، شکست و خفقان و خفه شدن است ، باز تا آنجایی که حلقومم اجازه داده است فریاد کشیده ام ، حرف زده ام ، کاری کرده ام ، که اگر این همه را نمی کردم ، پذیرفته بودم و تسلیم شده بودم . و این همه اندکی آرامش می بخشد که آرامش نیز سیاه و سپید دارد ، که سپدیش آرامش کسی است که خویش را موفق و برخوردار احساس می کند، و آرامش سیاه ، نامیدی مطلق است به خویش و موفقیت های شخصی . دلهره و اضطراب و هیجان و هراس از آن کسی است که ندارد ، اما امید ِ «داشتن » را دارد ومنتظر موفقیت است ، در پایان راهی که رفته است، در انتظار رسیدن به نتایجی است. اما آنکه راه بی برگشت و بی فرجام را گزیده است هر گز از هیچ عاملی شکست نمیخورد ، و هیچ عاملی نمیتواند او را بشکند.


====================================
نظر برتر (نظرات خود را با ما در میان بگذارید):

اعتراض و عصیان که به نظرم برای شما خیلی مقدسه و برای من هم و خیلی از دوستان همفکر و همدردمون ، نیز به همین صورته ؛ اما شناخت مسیر و نوع عصیان باید بر یک منطق و آگاهی استوار باشه .
هر چند که من هم براین باورم که هر انسانی برای شروع شدن باید عصیان کنه بر اون چیزایی که از آنچه که باید باشه دورش کرده و شاید بدتر از دور کردن… !

زین آبادی عزیز ! من چنذی پیش مقاله ای و نقدی درباره ی ” روشنفکری ” نوشتم که مشتاقم بدانم آیا امکانش هست از اون در سایتتون استفاده کنید یا نه؟

و از شما تشکر کنم بدلیل اینکه با جمله ی بسیار ارزشمندتون روزها و شبها فکر من رو درگیر مسئله ای کردین که آخرش به نتیجه ای ارزشمندتر رسیدم.

سپاسگزارم ،موفق باشین!
در پناه حق!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا  | 
 ما شما را از رویدادها و خبرهای ناگفته ی زین آباد آگاه می کنیم

قضاوت با شماست

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

       عید سعید فطر  مبارک باد

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 خدایا، مطربان را انگبین ده

 براى ضرب دست آهنین ده

 چو دست و پاى وقف عشق كردند

 تو همشان دست و پاى راستین ده

 چو پر كردند گوش ما ز پیغام

 تو شان صد چشم بخت‏ شاه ‏بین ده

 كبوتروار نالانند در عشق

 تو شان از لطف خود برج حصین(1) ده

 ز مدح و آفرینت هوش ها را

 چو خوش كردند، همشان آفرین ده

 جگرها را ز نغمه آب دادند

 ز كوثرشان تو هم ماء معین ده

 خمش كردم، كریما، حاجتت نیست

 كه گویندت: «چنان بخش و چنین ده‏»


-------------------------------------------

آنگاه که تیغ جهل و نادانی پیشانی علم و عدالت و مردانگی را شکافت تنها از مردی چونان علی می توانست بگوید: " فزت و ورب الکعبه"

بخشی از نامه علی (ع) به مالک اشتر
به نام خداوند بخشنده مهربان، اين فرمان بنده خدا علي امير مومنان، به مالک‏اشتر پسر حارث است، در عهدي که با او دارد، هنگامي که او را به فرمانداري مصر برمي‏گزيند تا خراج آن ديار را جمع آورد، و با دشمنانش نبرد کند، کار مردم را اصلاح، و شهرهاي مصر را آباد سازد. ضرورت خودسازي او را به ترس از خدا فرمان مي‏دهد، و اينکه اطاعت خدا را بر ديگر کارها مقدم دارد، و آنچه که در کتاب خدا آمده، از واجبات و سنتها را پيروي کند، دستوراتي که جز با پيروي آن رستگار نخواهد شد، و جز با نشناختن و ضايع کردن آن جنايتکار نخواهد گرديد. به او فرماني مي‏دهد که خدا را با دل و دست و زبان ياري کند، زيرا خداوند پيروزي کسي را تضمين کند که او را ياري دهد، و بزرگ دارد آن کس را که او بزرگ شمارد. و به او فرمان مي‏دهد تا نفس خود را از پيروي آرزوها باز دارد، و به هنگام سرکش رامش نمايد، که (همانا نفس همواره به بدي وامي‏دارد جز آنکه خدا رحمت آورد.)

با خدا و با مردم، و با خويشاوندان نزديک، و با افرادي از رعيت خود که آنان را دوست داري، انصاف را رعايت کن. که اگر چنين نکني ستم روا داشتي، و کسي که به بندگان خدا ستم روا دارد خدا بجاي بندگانش دشمن او خواهد بود، و آن را که خدا دشمن شود، دليل او را ستمکاري نعمت خدا را دگرگون نمي‏کند، و کيفر او را نزديک نمي‏سازد، که خدا دعاي ستمديدگان را مي‏شنود، و در کمين ستمکاران است. مردم‏گرايي، حق‏گرايي دوست داشتني‏ترين چيزها در نزد تو، در حق ميانه‏ترين، و در عدل فراگيرترين، و در جلب خشنودي مردم گسترده‏ترين باشد، که همانا خشم عمومي مردم خشنودي خواص را از بين مي‏برد، اما خشم خواص را خشنودي همگان بي‏اثر مي‏کند. خواص جامعه همواره بار سنگيني را بر حکومت تحميل مي‏کنند زيرا در روزگار سختي ياريشان کمتر، و در اجراي عدالت از همه ناراضي‏تر، و در خواسته‏هايشان پافشارتر، و در عطا و بخشش‏ها کم‏سپاس‏تر، و به هنگام منع خواسته‏ها دير عذر پذيرتر، و در برابر مشکلات کم‏استقامت تر مي‏باشند. در صورتيکه ستونهاي استوار دين، و اجتماعات پرشور مسلمين، و نيروهاي ذخيره دفاعي، عموم مردم مي‏باشند، پس به آنها گرايش داشته و اشتياق تو با آنان باشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا  | 
برترینها همیشه برترند .....
درخشش جوانان غیور زین آباد را در عرصه رقابت کنکور را به شما و تمامی خانواده های محترم ایشان تبریک عرض می نماییم .
مدیریت و هیئت نویسندگان زین آباد زیبا
---------------------------------------------------------------


نامه  اخلاقي و زيباي چارلي چاپلين به دخترش

(ما بخشی از نامه زیبای چارلی چاپلین را به درخواست شما بینندگان عزیز زین آباد زیبا آماده نمودیم امیدوارم از مطالعه آن بهره کافی را ببرید .)

چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که جرالدین نام دارد استعداد بازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند . چند سال پیش وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند. جرالدین، دخترم ، اینجا شب است ، یک شب نوئل ، در قلعه کوچک من همه این سپاهیان بی سلاح خفته اند و نه برادر و خواهرت و حتی مادرت ، به زحمت توانستم بی آنکه این پرندگان خفته را بیدار کنم ، خودم را به این اطاق کوچک نیمه روشن ، به این اطاق پیش از مرگ برسانم .من از تو بسی دورم ، خیلی دور ، اما چشمانم کور باد اگر یک لحظه تصویر تو را از چشمخانه من دور کنند ، تصویر تو آنجا روی میز هم هست ، تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست ، اما تو کجایی ، آنجا ، در پاریس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه تئاتر شانزه لیزه هنر نمایی می کنی!
این را می دانم و چنان است که گویی در این سکوت شبانگاهی آهنگ قدمهایت را می شنوم و در آن ظلمات زمستانی ، برق ستارگان چشمانت را می بینم ، شنیده ام نقش تو در این نمایش پر نور و پر شکوه ، نقش آن شاهدخت ایرانی است که اسیر تاتارها شده است . شاهزاده خانم باش و بمان ، ستاره باش و بدرخش ، اما اگر قهقهه تحسین آمیز تماشاگران ، عطر مستی آور گلهایی که برایت فرستاده اند ، ترا فرصت هوشیاری داد در گوشه ای بنشین ، نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار، من پدر تو هستم جرالدین! ......


برای مطالعه دنباله نامه چارلی دکمه ادامه مطلب را کلیک نمایید(در پایین همین پست)
----------------------------------------------------------------
حفاظت اطلاعات در اینترنت برای شما :


دوستان خوبي كه با اينترنت سروكار داريد چند تا ياد آوري مشاوره اي ودوستانه را همواره بيا داشته باشيد تا از اين رسانه استفاده كامل وبهينه راببريد.


1- هميشه قبل از متصل شدن به اينترنت هدف وبرنامه خود رامشخص نماييدتادچار سرگرداني نشويد.

2- از آدرسهايي كه به نظرتان مشكوك مي آيد استفاده نكنيد.زيرا ممكن است حامل انواع ويروسهاي جديد اينترنتي  باشند.

3- اگر از ايميل استفاده مي كنيد نامه هاي مشكوك ومجهول الهويه را باز نكنيد زيرا يكي از بهترين راه هاي انتقال ويروس به سيستم شما باز نمودن ايميلهاي مشكوك مي باشد.

4- به ياد داشته باشيد كه بعضي سايتها ممكن است اطلاعاتي از شما ومحل زندگي شما ويا افرادخانواده شما بخواهند.لذا به ياد داشته باشيد كه از دادن هر گونه اطلاعات كامل در مورد موارد خواسته شده خوددارري نماييد.زيرا شما طرف مقابل ويا سايت موردنظرتان را كه نمي شناسيد ممكن است جنبه جاسوسي داشته باشد(متاسفم كه بيشتر نمي توانم توضيح دهم.) ويا آن اطلاعات بعدها عليه شما استفاده شود.

5-از فرستادن هرگونه عكس خود ويا افراد خانواده خود بخصوص در چتها وايميلها خودداري نماييد.زيرا همانطور كه شنيده ايد ممكن است عواقب ناگواري براي شما داشته باشد.

6- قبل از متصل شدن به اينترنت حتماًسيستم خود را به پيشرفته ترين آنتي ويروسهاي موجود مجهز نماييد.

------------------------------
باز به يمن هر آمدنت تطهير مي سازي جان خسته ام را ...


http://i34.tinypic.com/96cok3.jpg

وقتي آمدي حضور آرامش بخش تو را با همه وجود در گذر ثانيه ها و لحظه هاي فرونشسته در تب و تاب کسالت بار بودن بي معني زندگي ام احساس کردم.
چه خوش آمدي، آمدني که مرا به سان خلقتم، به خدايم پيوندي دوباره زد.
تو مرا مي خواني به عروج و رهايم مي سازي از اسارت تکرار. تو همه ساله مي آيي چه خوش آمدني که پيشينه حضور و ورودت به فراتر از هزاران سال مي رسد و باز به يمن هر آمدنت تطهير مي سازي جان خسته ام را.
تو با قشنگ ترين هديه خدا، قرآن  بر کوير خسته روحم همچون نسيمي  خنک نشستي و مرا دوباره به ياد خودم انداختي.
و امسال باز هم با ورودت مرا به مهماني سبز معبود فراخواندي و من امسال مشتاقتر از هميشه روي سجاده گسترده خاک به سجده خواهم افتاد و آنقدر سجده خواهم کرد تا ابراهيم خليلالله تبر به دست شروع به شکستن تنم کند و بشنوم صداي شکستن بت هاي نفساني را تا آن هنگام که از اعماق وجودم اين صدا به گوش برسد که «اينجا ملکوت است».
يادش بخير اولين باري که روزه گرفتم، مادربزرگ بر سنت مادر بزرگ خودش، مرا به افطاري دعوت کرد. اين اولين باري بود که يک مهماني به افتخار من ترتيب داده مي شد. چقدر حال کردم وقتي مادربزرگ گفت «امشب هم مهمان خدا هستي، هم مهمان ما».
هديه اي که براي اولين روزه ام از مادربزرگ گرفتم هنوز هم در اتاقم به يادگار مانده.
چه سنت هاي قشنگي در خانواده هاي ايراني وجود دارد. سنت هايي که به هر مناسبت و در هر ايام به شکلي خاص رخ مي نمايد. دلم نمي خواهد هيچ وقت اين سنتها فراموش شود. دوست دارم يک روز من هم همان کاري را که مادربزرگ برايم انجام داد در اولين روزه خاطره انگيز نوه ام برايش انجام دهم. اما نمي دانم آيا سنت هاي زيباي ما تا آن موقع حفظ خواهد شد يا نه؟
صداي پاي ماه رمضان که در کوچه و خيابان مي پيچد ناخودآگاه همه چيز رنگ و بوي تازه اي به خود مي گيرد.
(با آرزوی قبولی طاعات و عبادات در ماه مهمانی نور)
<جامعه جوانان زین آباد>

ادامه مطلب مقاله زین آباد زیبا را می خواهم مطالعه نماییم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا  | 
افتخاری دیگر ....

معلم عزیز و مرد اخلاق و معرفت جناب آقای رضا اسماعیلی.

پيروزي درخشان شما به شما و مردم بزرگوار زین آباد مبارك باد.

کسب این افتخار بزرگ برگ زرینی است بر توانایهای جامعه جوانان زین آباد .
امیدواریم در همه ی میادین رقابت پیروز و سربلند باشید .

----------------------------------------------------

آنچه عدالت اجتماعي نيست !!!

http://safir1357.persiangig.ir/image/caricator_ofaviny/akharin/1.jpg

"آفتاب باش تا نتواني بر کسي نتابي"

انسان هاي با شرف، پاکان و نيکان و رهبران حقوق مدني و اجتماعي در درازاي تاريخ در پي گمشده اي که آن را عدالت نام گذاردند در تلاش و مبارزه اي بردوام با نا قضان عدالت و نيروهاي ستايشگر تاريکي هر يک به شيوه اي به سر برده و چه جنگ ها و خونريزي ها بر سر استقرار حاکميت آن بروز نکرده و چه انسانهاي بزرگي، جان شيرين بر سر آن نگذارده اند "که حفظ حقوق مردم را بالاترين و عاليترين قانون مي دانستند".

به راستي اين عدالت چيست که عمر آخرين دوره اين تلاش هابراي نيل به آن در کشور ما به يکصد و پنجاه سال مي رسد و براي برپايي آن، چه خون هاي گرانقدري داده شد و هنوز هم در جستجوي آنيم.

آنگاه که سخن از عدالت مي رود، آرزوي پايه هاي زيستي شرافتمندانه و انساني به ذهن هر انساني متبادر مي شود که در آن حق تصميم گيري، حق داشتن سر پناه، حق خوراک، حق انتخاب شغل، حق تعيين شکل زندگي، حق بهداشت و آموزش بدون هر گونه تبعيض جنسيتي و قومي و از همه مهمتر، حق داشتن آزادي گفتار و نوشتار و در يک کلام حق داشتن حاکميتي مردم سالار و قانونمند و اما اين عدالت اجتماعي در جوامع چگونه پا مي گيرد؟ آنگاه که شهروندان در برابر قانون برابر باشند، آقازاده و رعييت زاده، خودي و غير خودي در بين نباشد، انسانها به خاطر داشتن انديشه درجه بندي نشوند و هيچ گونه راه بنداني در اجراي عدالت در زمينه هاي اقتصادي، فرهنگي ـ اجتماعي، حقوقي، جنسيتي و قومي وجود نداشته باشد به گونه اي که در کشور امکانات، اطلاعات، ثروت، قدرت و معرفت در اختيار همگان آن هم براساس نياز و ضرورت قرار گيرد، مردم سالاري جايگزين اليگارشي گردد که بتوان از حقوق برابر، از ضابطه و نه رابطه، از حقوق شهروندي و نه وظيفه رعيتي سخن گفت که براي شماري به تعداد انگشتان دست از گرد راه رسيده، زمينه آن چنان فراهم نباشد که منابع گسترده مالي و بالاترين امکانات ويژه خواري ( رانت خواري ) را در اختيار بگيرند و به سر کيسه کردن مردم محروم از زندگي ابتدايي بپردازند و همزمان ميليونها نفر از هم ميهنانشان در ژرفاي نداري، بيکاري، اعتياد و بي فردايي به فساد و تباهي کشيده شوند و براي گذراندن زيستي در حد خط فقر به پست ترين کارها مجبور شوند.

در تعريف واژه عدالت مي گويند: "آنگاه که هر کس و هر چيز در جاي خودش قرار گيرد، عدالت مستقر مي شود." پس اين عدالت اجتماعي نيست که گروهي ويژه با در اختيار داشتن دهها شغل و مقام تمامي مزيت هاي مادي جامعه را در اختيار گيرند و صدها هزار نفر از متخصصان و تحصيل کرده ها و فارغ التحصيلان دانشگاهي ولي بي پارتي يا بيکار و يا در نازلترين لايه هاي جامعه به زندگي بخور و نمير ادامه دهند که تنها زنده بمانند. آيا قرار است از بد حادثه همه ملت به شغل هاي کاذب روي آورند؟ يا دلال يا کارچاق کن شوند؟ اين عدالت که آن را از بنياديترين بن پايه هاي باورهايمان مي دانيم، نيست که تعدادي در سايه رانت خواري نه شايستگي از درآمدهاي چند ميليوني ماهانه برخوردار باشند، در مقابل ميليونها نفر زير خط فقر به سر برند و شرمنده زن و فرزند و خانواده باشند.

"فقط عدالت است که مي تواند موجد خوشبختي شود. مدیریت زین آباد زیبا"

درود بر دولت عدالت محور

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا  | 
 شب برات جشن مردگان ....

شناخت میراث فرهنگی به معنای عام خود ارزشی ویژه دارد چرا که معمولا بهترین  آینده نگری ها و آینده سازی ها در  پرتو تجربیات گذشتگان صورت می پذیرد.گذشته از این مطالب هویت هر قوم و ملتی نیز به صورتی کاملا درهم تنیده با گذشته و میراث گذشتگانش گره خورده است و در عصری که عده ای آن را عصر « بحران هویت » می خوانند ؛ قطعا کوشش برای شناخت و حفظ هویت امری بسیار مقدس و مهم خواهد بود. این سخنان برای ملتهایی که حداکثر چند قرن سابقه تاریخی دارند آنقدر مفهوم نبوده و اهمیت آنچنانی نخواهد داشت ولی ایرانیان که ملتی حاضر در صحنه تاریخ از همان ابتدای آن می باشند و همیشه تمدن ساز بوده و حضور درخشانی در صحنه زندگی بشریت دارند، بایستی اهمیت مسئله را بصورتی عمیق درک نموده و در راه اعتلای هویت خویش از طریق  بهره مندی از داشته های دیروزی و تفکر و تامل امروزی کوشیده و حتی یاریگر دیگرانی باشند که به علت فقدان چنین سابقه درخشان فرهنگی چنین پتانسیلی را ندارند.
در میان مباحث مختلفی که می توان در راستای مسائل بیان شده دسته بندی و بیان نمود بحث سنت های بومی ومحلی  موجود در داخل حوزة ایران فرهنگی بسیار مهم می باشد و بررسی هرکدام از آنها می تواند علاوه بر روشن نمودن گوشه ای از واقعیت هویتی  مردم آن ناحیه خاص ، باعث شکوفایی هویت ملی کل ایرانیان گردد .برخی از این رسوم  علاوه بر جایگاه ملی دارای ارزش دینی هم هستند. آیین ها ورفتارهای دینی، نوعی خاص از رفتار هستند که توسط جامعه پذیرفته شده اند و به گونه ای ارتباط افراد آن جامعه را با پدیده های فرامادّی یا ماوراء الطبیعه برقرار می کنند.
با تحقیق در ادیان مختلف می توان دریافت که اعتقاد به یک امر قدسی و فراطبیعی، یکی از اصول تمامی آنها است، به طوری که مؤسس یا پیامبر هر دین، خود فرستاده آن موجود ماورایی می داند و پیام هایی را که اغلب ایدئولوژی پیروان آن دین به حساب می آید، از جانب او به مردم ابلاغ می کند.
این پیام ها که شامل مجموعه ای از تعلیمات اخلاقی و رفتارهای خاص است، باعث شکل گیری الگوی زندگی پیروان آن مذهب می‌شود که معتقدند این پیام ها، در صورت درست اجرا شدن، باعث تعالی و تکامل افراد خواهند شد و به روابط میان اعضای جامعه، معنا می بخشند و آن را نظام مند می کنند. از طرفی تعالیم دینی باید به گونه ای به پیروان ادیان مختلف تعلیم داده شود و به اجرا در آید. وظیفه اجرایی کردن این تعالیم بر عهده مراسم خاصی است که از آنها به عنوان مراسم آیینی (Ritual Ceremony) یاد می شود و در اسلام، آنها را سُنن، شعائر و مناسک می نامیم. بنابراین، می توان مراسم آیینی را نوع خاصی از گفتار و اعمال منظم دانست که از آموزه های دینی و ماورایی سرچشمه گرفته و یا برای بیان احساسات دینی و مذهبی به کار گرفته می شود و به دلیل قدمت زیادی که دارند در بیشتر موارد با سنت و تاریخ مردمان یک منطقه پیوند خورده اند و جزئی از فرهنگ روزانه و انکار ناپذیر مردم شده اند. آیین برات در خراسان از این جمله است.این آیین از یک سو در باورهای کهن ملی خراسانیان دارد آنگونه که برخی از نمادهای را می توان در دوران های اولیه حضور آریاییان درایران ریشه یابی کرد و از سویی دیگر سر در فرهنگ اسلامی موجود در این مناطق دارد.

+برای مطالعه ادامه مقاله بروی ادامه مقاله کلیک کنید +

========================

دردواره ها

دردهاي من

گرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست

درد مردم زمانه است

مردمي كه چين پوستينشان

مردمي كه رنگ روي آستينشان

مردمي كه نام‌هايشان

جلد كهنه شناسنامه‌هايشان

درد مي‌كند

من ولي تمام استخوان بودنم

لحظه‌هاي ساده سرودنم

درد مي‌كند

انحناي روح من

شانه‌هاي خسته غرور من

تكيه‌گاه بي‌پناهي دلم شكسته است

كتف گريه‌هاي بي‌بهانه‌ام

بازوان حس شاعرانه‌ام

 زخم خورده است!!


ادامه مطلب مقاله زین آباد زیبا را می خواهم مطالعه نماییم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا  | 
با نهایت تاسف درگذشت ناگهانی آقای حسین پور محمد را به فرزندان و خانواده محترم ایشان تسلیت عرض می نماییم و برای بازماندگان صبر و برای آن مرحوم مغفرت الهی خواستاریم .جامعه جوانان زین آباد

---------------------------------

نظر شما :

آیا با قرار گرفتن تمامی امکانات ارتباطی و قابلیت کنترل آن توسط افراد معلوم الحال و با سابقه ای وحشتناک از فحشا و ... می توان با خیال راحت زندگی کرد؟ شما بگویید.

-----------------------
متن تهدید جدید علیه ما :

http://zeinabad20.blogfa.com
مي نويسي مي نويسم
ببين چي ها برات داريم
منتظر باش

+قابل توجه کاربران گرامی+ این وبلاگ تنها ترفندی است برای ردیابی کاربران اینترنتی بوسیله IP. برای جلوگیری از ردیابی وارد آن نشوید .
zeinabad20.blogfa.com ==>خطر داره حسن
------------------------------

روز خبرنگار بر تلاشگران عرصه خبر مبارک باد .


---------------------------------------
نظر برتر :

قیمت اجناس باید در شرکتهای تعاونی  بسیار کمتر از قیمت دیگر مغازه ها و حتی قیمت روی جلد باشد تا به جامعه روستایی کمک شود نه اینکه قیمتها حتی از مغازه های خصوصی هم بیشتر باشد و جالبتر اینکه سود آن هم به جیب یک شخص خاص برود.


----------------------------------------------------------------
هشداری کوبنده به فرزندان شیطان :

ظاهرا خدمت های ناچیز زین آباد زیبا در نگاه زین آبادیها و همشهریها مطلوب افتاده  و همین موضوع باعث گردیده تعدادی گرگ انسان نما که نمی توانند موفقیت هیچ کس به جز خود را در روستا بیبنند حسادت تاریخیشان گل کرده و  دست به فتنه و نیرنگ بزنند و با تدابیر شیطانی خود سدی بسازند  در را ه پیشرفت زین آباد این افراد سعی دارند با فشارهای خود تخم یاس و نامیدی را در دل خدمتگذاران مردم بکارند ولی غافل از اینکه به لطف الهی آنها به قول معروف آبروی خود می برند و زحمت ما می دارند . زین آباد زیبا و جامعه جوانان زین آباد از این طریق اعلام می دارد چنانچه  این افراد کم مایه دست از اعمال پلید و چپاول بیت المال برندارند در نوشته های آتی بدون هیچگونه ملاحضه کاری پرده از رخ منحوس آنها برخواهیم داشت و رفتار آنها را برای ثبت در حافظه تاریخی زین آباد به نگارش در خواهیم آورد .
لازم به ذکر است که جناب دهیار (رمضان علی حسینی=> علی حسینی ) بدلیل عدم کفایت و داشتن شغلهای متعدد و عدم سکونت در روستا به هیچ وجه توانایی اداره دهیاری و رفع مشکلات مردم را ندارد ایشان بدلیلهم باند بودن با دیگر مال مردم خوارها نظارتی بر امکانی که به وسیله آنها اداره می گردد ندارند مانند دفتر مخابرات که همیشه درب آن بسته می باشد(البته جدیدا فرزند و خود حسن حسینی از اینترنت دفتر مخابرات اقدام به چت و بازدید سایتهای مستهجن می نمایند در نتیجه در این مواقع که خودشان نیاز دارند درب دفتر مخابرات باز است. نکته مهم این است که کاربرانی برای انجام امور شخصی خود و استفاده از اینترنت به دفتر مخابراتی مراجعه می نمایند بعد از خروج تمام سایتها و کد های رمز شخصی آنها توسط مسئول دفتر مخابرات بازبینی میگردد که این کاملا غیر قانونی و خلاف مقررات است البته دلیل این کار ایشان را همه می دانند .... )
یا شرکت تعاونی که همه شهروندان روستا از قیمتهای بالای آن گلایه دارند ولی کسی نیست که بررسی نمایید .
قابل ذکر می باشد که کنترل ساعت کار شرکت تعاونی و مخابرات و دیگر مراکز عام المنفعه جزء وظایف دهیار و دهیاری می باشد ولی دهیار از کنترل آنها شانه خالی می نماید .
در مورد دفتر مخابرات یک نکته مهم وجود دارد که آقای حسن حسینی از طریق این دفتر همسر خود را به عنوان دستیار معرفی نموده است و جای یک جوان تحصیل کرده را اشغال نموده است و جالب اینکه برای همسر ایشان بیمه نیز رد می شود یعنی ایشان که تا به حال پشت میز دفتر نیامده اند و توانایی هیچ گونه کاری را ندارند به عنوان یک نیرو در مخابرات کار می کند و ....
و لازم به ذکر است که دفتر مخابرات هم اهمیت آن از اوژانس 115 کمتر نیست که دو واحد اوژانس به خاط جاده ی ترانزیتی در زین آباد مستقر می باشند ولی دفتر مخابرات همیشه بسته است

قضاوت با شما

--------------------------------------------

 گلایه و در خواست ما

وبلاگ در فضای مجازی مکانی است برای گفتگوی دو طرفه. فردی با نوشتن مطلبی دیگران را وادار به اعلام نظر پیرامون آن می نماید و در واقع بخش نظرات هر وبلاگ به مراتب اهمیتی بیشتر از مطلب نوشته شده توسط  مالک وبلاگ دارد . متاسفانه درطی مدت تاسیس که وبلاگ را راه اندازی نموده ایم و هر شب متوسط 30 -40 نفر از آن بازدید می کند خیلی کم عزیزان اقدام به برقراری ارتباط و اعلام نظر در خصوص مطالب می نمایند و این امر موجب کاهش کیفیت مطالب می گردد، لذا از تمامی کاربران محترمی که لطف کرده و وبلاگ را مطالعه می نمایند عاجزانه استدعا داریم بخش نظرات را کلیک کرده و حتی اگر شده با اسم مستعار مطلبی کوتاه در حد یک کلمه بنویسند تا مطلب آنها در معرض دید دیگر خوانندگان قرار گیرد . در بهترین شرایط فضای وبلاگ اجازه می دهد تا کاربران متعدد نظرات همدیگر را تایید یا رد کنند و ما هم به شما قول اخلاقی می دهیم حتی اگر مطلبی بر علیه ما هم بنوسید البته با رعایت شئونات اخلاقی آن را در معرض دید خوانندگان قرار دهیم . جوانان عزیز زین آبادی و فرهیختگان از طریق این وبلاگ موضوعاتی که را فکر می کنند لازم است عنوان شود را ذکر کنند و شما بخواهید که ما در خصوص چه موضوعی مطلب بنویسیم .

------------------------------------------
سرعت پایین ......


با توجه به نظرات تعدادی از خوانندگان عزیز زین آباد زیبا مبنی بر این که سرعت بارگذاری وبلاگ پایین می باشد و کاربران برای مطالعه کامل وبلاگ باید وقت قابل توجهی را منتظر بارگذاری و باز شدن تصاویر بمانند در نتیجه از مطالعه کامل صرف نظر می نمایند .
با توجه به این نظرات مدیریت پایگاه خبری زین آباد زیبا تصمیم بر آن گرفت که تعداد پستهای نمایش داده شده در صفحه نخست را به از 25 پست به 14 پست تقلیل دهد یعنی از این به بعد خوانندگان وبلاگ در صفحه نخست شاهد 14 مطلب خواهند بود و برای مطالعه دیگر مطالب باید به قسمت آرشیو مراجعه نمایند .
از دیگر اقدامات برای افزایش سرعت بار گذاری وبلاگ کاهش حجم تصاویر و کوچک نمودن آنها است ولی با شیوه خاص به کار برده شده شما در صورت ذخیره تصاویر آنها را با اندازه بزرگ مشاهده خواهید نمود.
البته سرعت پایین اینترنت در زین آباد مربوط به فاصله زیاد زین آباد با سرویس دهنده بجستان است و دیگر بازدید کنندگان زین آباد زیبا با مشکل سرعت پایین رو برو نیستند .
برای غلبه بر سرعت پایین اینترنت و استفاده بهینه از آن بهتر است که مرورگر فعلی اینترنت خود را به Mozilla FireFox تغییر دهید زیرا برنامه Internet Explorer مقدار زیادی از وقت و هزینه شما را هدر می دهد و با ارزیابی که ما بر روی کاربران انجام داده ایم متوجه شدیم که بیشتر کاربران زین آباد زیبا از Fire Fox استفاده می نمایند ولی در زین آباد بیشتر کاربران از Internet Explorer استفاده می نمایند.

http://sentidoweb.com/img/2006/04/firefox.png
سرعت پایین اینترنت در زین آباد مشکل همه کاربران است و ما هم از دیگر بینندگان مستثنی نیستیم و از اینکه با همه کم و کاستی ها زین آباد زیبا را برای بازدید انتخاب می نمایید از شما متشکریم .

جامعه جوانان زین آباد

---------------------------

* آدرس دانلود رایگان FireFox

Mozilla.com

=================================================

برای مطالعه مطالب قبلی به
آرشیو مطالب در سمت راست مراجعه نمایید .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا  | 
ساباط فضیلت فراموش شده


http://i38.tinypic.com/xmjymf.jpg


سرزمين ما ايران، سرايي است كه ارمغان هاي زيادي به جهان عرضه داشته است، ولي متأسفانه خود ما از آنها بي خبريم و توجهی به آنها نداریم و «ساباط» يكي از اين ارمغان ها است.

احتمالا ساباط های قدیم زین آباد را به یاد دارید گرچه بزرگترها کاملا آنها را می شناسند. شايد هم خود شما يكي از ساكنين اين مناطق بوده اید و گذر از اين كوچه ها كار هر روز شما بوده است؛ و ديده ايد كه برخي از اين معابر مسقّف هستند. به اين معابر مسقّف «ساباط» مي گويند.

"به طور كلي ساباط در زبان فارسي داراي ريشه اي كهن است. جزء اول آن «سا» به معناي آسايش و جزء دوم آن «باط» نمودار ساختمان، آبادي و عمارت است"

اگر بخواهيم به گونه شناسي ساباط ها گذري داشته باشيم مي توانيم آنها را به دو گونه دسته بندي نماييم:

نخست از لحاظ سقف ساباط ها و دوم از نظر نوع كاربري هايي كه احتمالاً بالاي سقف ساباط وجود داشته است.

از لحاظ سقف، ساباط ها به دو دسته تقسيم مي شوند:

الف) ساباط هايي با سقف مسطح كه از تيرهاي چوبي و حصير براي نگهداري وزن سقف استفاده مي شده و دو  ديواري كه در امتداد كوچه بودند نقش ديوارهاي حمال يا باربر را ايفا مي كردند.

ب) ساباط هايي كه داراي طاق هستند. اين ساباط ها با توجه به مسائل استاتيكي به خوبي مي توانستند وزن سقف را هرچه هم سنگين بود به ستون ها، ديوارها و سپس به زمين منتقل نمايند. روش آجرچيني اين سقف ها اغلب به صورت رومي انجام مي شده است.

در صورت دوم تقسيم بندي، توجه ما به كاربري بالاي ساباط است كه از اين لحاظ هم ساباط ها به دو دسته تقسيم مي شوند:
الف) ساباط هايي كه روي سقفشان كاربري مسكوني داشته اند و معمولاً اتاق با يك يا دو در بازشو و داراي چشم اندازي مناسب به كوچه بوده است.

ب) ساباط هايي كه تنها بار سقف خود را تحمل مي نمودند و احتمالاً مسيري بوده اند كه خانه هاي دوطرف كوچه را به هم پيوند مي داده اند.

حال نوبت به بررسي كاركردهاي ساباط مي رسد:

يكي از كاركردهاي اصلي ساباط هديه كردن سايه و فضايي خنك به عابراني است كه پس از عبور از كوچه هاي طولاني، آنهم در گرماي آزار دهنده و طاقت فرساي کویر به آن پناه آورده اند. درجه حرارت فضاي زير ساباط چه در تابستان و چه در زمستان هميشه مطلوب است!

به گونه اي كه در تابستان اختلاف دماي درون و بيرون ساباط  سبب ايجاد كوران هوا شده و همين امر موجب خنك تر شدن هواي درون ساباط نسبت به بيرون آن مي شود. ولي در زمستان به دليل محصور تر بودن فضاي درون ساباط نسبت به بيرون، هواي داخل گرمتر از محيط خارج آن است.

يكي ديگر از مهم ترين كاركردهاي ساباط ايجاد يكپارچگي و استحكام در خانه هاي مجاور آن است. به گونه اي كه اين عنصر به ساختمان در تحمل نيروهاي وارد بر آن كمك مي كند. در بسياري از موارد ديده شده كه با تخريب يك ساباط چند خانه مجاور آن نيز دچار رانش شده و حتي تخريب شده اند.

علاوه بر كاركردهاي فيزيكي، ساباط كاركردهاي ديگري هم دارد كه به مراتب از نوع اول با اهميت تر محسوب مي شوند و آن كاركردهاي فرهنگي و اجتماعي آن است.

پيوستگي و يكپارچگي كه ساباط در خانه هاي يك محله ايجاد ي كرد موجب ايجاد همدلي در بين ساكنين آن محله مي شد. در گذشته ساباط محلي براي تجمع ساكنين محله به شمار مي آمد و همين تجمعات سبب آگاهي افراد محله از احوالات هم و پي بردن به مشكلات يكديگر و درنتيجه حل گرفتاري ها به كمك همديگر مي شد.

هنگامي كه از زير يك ساباط عبور مي كنيم ايجاد سايه اي كه ناگهان بوجود مي آيد سبب مي شود ناخودآگاه سر خود را خم كنيم و اين يعني گذشتن از منيّت و از بين رفتن غرور!

فراموش ننماییم که در گذشته زین آباد دارای سه ساباط بوده است ولی هم اکنون تنها یکی از این آثار گرانبها تنها باقی مانده است .ساباط باقی مانده معروف به ساباط مرحوم کربلایی عباس و دو ساباط تخریب شده  دیگر به نامهای ساباط مرحوم شیخ حسین و ساباط مرحوم علی زاده که به علت ساخت و سازهای جدید از بین رفته اند .

ممكن است در زین آباد  جديد ساباط ديگر آن چنان جايگاهي نداشته باشد و حجمي بيكار به نظر برسد؛ اما با توجه به توضيحات ارائه شده نتيجه اي كه حاصل مي شود جز اين نيست كه:

«ساباط نه تنها حجمي بيكار نيست، بلكه فضيلتي است فراموش شده

========================

خبر رسانی از ما قضاوت با شما . با زین آباد زیبا همچنان همراه باشید

========================


ره می سپریم همره امید

آگاه ز رنج و آشنا با درد.

یک مرد اگر به خاک می افتد،

بر می خیزد به جای او صد مرد.

اینست که کاروان نمی ماند.

..

آری، ز درون این شبِ تاریک

ای فردا من سوی تو می رانم.

رنج است و درنگ نیست، می تازم.

مرگ است و شکست نیست، می دانم.

آبستن فتح ماست این پیکار.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا  | 
  آیا میدانید :

وبلاگ زین آباد زیبا پربیننده ترین وبلاگ در سطح منطقه و شهرستان بجستان می باشد .

========================
با تمام قدرت ادامه می دهیم.....


با توجه به نظرات خصوصی و تقاضای بینندگان و تهدیدات جدید آقایان حسینی  به مدیریت زین آباد زیبا و جامعه جوانان زین آباد تصمیم به ادامه کار و فعالیت زین آباد زیبا همچنان ادامه خواهد داشت
 
در نهایت راه زین آباد زیبا همچنان ادامه خواهد داشت
فإن حزب الله هم الغالبون


=================
نظر خصوصی تهدید کنندگان :

به زودی وبلاگی واقعی بر علیه شما راه اندازی خواهد شد.منتظر تصاویر واقعی از... در حین ... باشید و مطالبی از چپاولگری های آقای ... در ... باشید.
مطالب و تصاویر همین چند روز به دستم خواهد رسید .
آن وقت متوجه خواهید شد تا حالا برای شما حفظ حرمت کردیم اما بعد از ان در وبلاگی ما هم خواهیم توانست حرمت شکنی کنیم.
افسوس که مجبورییم...

یکشنبه 23 تیر1387 ساعت: 18:59

==================================
خواهی رفت


باز هم در میان تمامی واژه های دنیا دست به دامان این قلم بی چاره شدم تا سوز دل بیچاره ی خود را در میان جنگل انبوه نا مروتی ، خاموش کنم ...ای قلم تو را دوست دارم زیرا که همیشه با من هستی ، تورا دوست دارم چون اگر خواهم اینجا باشم تو اینجایی و گاه هم شاید مرا به میخانه بری و سرمستم کنی شایدم مرا به غمخانه بری و غرقم کنی اما باز هم تو با من هستی !!!

زندگی افتان و خیزان با صدایی پر هیاهو ...ریختن یک برگ از شاخه ی بیچاره که در این شب ، این شب تاریک و سرد ، تنها و بی کس ریشه در قبرش در انتظار فرشته نشسته است در انتظار حامی یا در انتظار انسان !!! اما نا امید و خسته همچنان در حالیکه سرما استخوانش را می ترکاند ساکت و آرام اشکهایش چون فرات ، خون آلود ، بر زمین می پاشد و انسان با همه دل سنگیش پا بر آن می گذارد و باز قدم زنان به خانه ی کثیفش پا می گذارد ...

سرد است ...«هوا بس ناجوانمردانه سرد است» شاید در اینجا کودکی تنها...تنها که نه...با خدایش نا آشنا ! سر بر این دنیای خون آلود که از همان اول ، با همان گریه ، با همان درد و آه مادرش پیداست که چه چیز بر سرش نازل می شود ، طلب یاری کند ...اما کجاست ،آن همه انسانیت در شما ، هان شما ای مدعی که با نگات می بری دل از نگاه ، می بری عقل از همه ، می بری با آن زبان بازی همه شور و مستی را و می سوزانیش با آن همه پستیت ...

آه ...کجایید ای جوانمردان ، ای که می خواستید جهان با آن همه زیبایی و زشتی ، سراسر با کلام وحی ، پرتو زیبای خورشید را بستانید ...آی کجایید تا ببینید کشیدند فتنه ای از باد ، بر سرابی از اشک بی یاران ...و نیست هیچ جایی پرتو آن همه فریاد چوپانان ...اینجا بعثتی از نو ساختند ...بعثتی دیرینه تنگ آلود بر خلال پیچش ثانیه ها بر بلندای صدای آشنای مردم مظلوم ...اما نیست کسی بر پایه ی عشق خدا ...ای خدا ...ای خدا من سراسر گریه ام ...من سراسر شوق رفتن در پی مرگ خودم ...شایدم مرگ در هوای سرد من دنبالم است ...

به او نشانیم را بگو :: اینجا در شهر سیاه ، در شهر نامردان خوش سیما ، کورسوی روشنی دیرینه پا برجاست اما...

اما شایدم از مرگ هراسانم و خود را با قصد ...در میان انبوه دستان مردم سنگت گم کرده ام ! نمی دانم ...

ای خدا من سراسر غمزدم ...از همه دوز و کلک بازان این دنیا که چون شمع با شعله ی کوچک در میان شاهکارهای خویش غرق در فریاد و بیداد می شود خسته شدم L راستی گوش شیطان کر از همه دنیا و زیباییش دل کندم و نمازت ، روزه ات خواهم J شاید این بار این روح سرگردان ، در غمار شهر بی آهنگ ، با ندای کودکی معصوم ماوایش را یافت آن زمان است که سوز شوکتت بی پرده و آرام بر نگاه عاشقم یا که نه بر دل شکسته ام فریاد خواهد زد از این جهان با آن همه زشتی و زشتی خواهی رفت .....خواهی رفت 



==================================
http://i2.tinypic.com/qss01h.jpg

==================================================

نکته هایی در مورد ازدواج


http://i36.tinypic.com/2nqbdzs.jpg

برای یك زندگی مطلوب و منطبق بر اصول اخلاقی ، مسئله مهم میزان آگاهی و تقیّد كسانی است كه می خواهند با تشكیل خانواده بهره مناسبی از گذران عمر بگیرند. به طور معمول برای دادن اطلاعات از بایدها استفاده می شود، ولی در این مقاله بنا براین داریم كه از نبایدها شروع كنیم و نتیجه گیری اصلی را به عهده شما خواننده گرامی زین آباد زیبا می گذاریم .

1-   ازدواج نباید بدون توجه به شرایط و موقعیت های زوج جوان صورت گیرد.

این پسرو دخترند كه بایستی با تلفیق مجموعه ی توان ها و توانمندی های خود ، به یك زندگی سروسامان دهند نه دیگران . یكی از مشكلات اساسی زوج های جوان درجامعه ما این است كه جوان با یك فكر و اندیشه ی آرمانی در صدد رسیدن به یك مدینه فاضله است و این گونه تفكر به او اجازه نخواهد داد تا واقعیت های موجود را احساس ولمس كند. از سوی دیگرواقعیت های موجود درجامعه ، خود را به گونه ای دیگر جلوه می دهند واولین تضاد این گونه ایجاد می شود. ازاین رو بهترین زندگی را كسانی دارند كه بتوانند از این جدال و تضاد به عاقبت رهایی یابند.

ازجمله شرایط و موقعیت ها، شرایط اجتماعی و فرهنگی زوج جوان یعنی طبقه و پایگاه اجتماعی پسر ودختر است كه بایستی این شرایط همخوان باشد. از شرایط دیگر ، تناسب جسمی و سنی زوج است كه براساس دیدگاه ها ی بزرگان دین و همچنین روان شناسان ، بایستی به میزانی معین از رشد جسمی و سنی رسیده باشند و دقیق تر از رسیدن به این رشد، تناسب این دو با هم است . برای مثال اگر پسری همسری بزرگ تر از خود برگزیند ، یا فاصله سنی زوجین ده سال یا بیشتر باشد ، مشكلات عدیده ای برایشان  رخ می نماید كه مجال طرح آنها نیست .

2-   انگیزه ازدواج نباید شهوت وخوش گذرانی باشد.

برای ازدواج انگیزه های عالی و ارزشمندی چون پاسخ به ندای فطرت ، تلاش دربقای نسل، عمل به سنت رسول الله ، تكمیل و تكامل ، و ازهمه قوی تر اطاعت فرمان خداوند وجود دارد كه چنانچه هر كدام از اینها به عنوان انگیزه ازدواج باشد، لذت و شهوت وغریزه و... را به همراه خواهد داشت تا جایی كه برای این لذت و شهوت ثواب هم خواهد بود. اما اگر این ارزش های عالی ملاك قرار نگیرد ، چون آن خواست ها مادی وهدف هایی سهل الوصل اند، مداومت برآنها انسان را خسته ، سرخورده ومحدود خواهد كرد.

3-   ازدواج نباید همراه با انگیزه های مادی و دنیوی باشد.

ازدواج هایی كه برای رسیدن به عشق ، جاذبه های مادی و قدرت ومال و موقعیت اجتماعی یا دستیابی به امكانات و بهره های دنیوی انجام شود، به علت مادی ونسبی بودن این اهداف و به ویژه این كه در كوران حوادث و اتفاقات تحت تأثیر شدید قرار می گیرند و از بین می روند، معمولاً به نتیجه مطلوب نخواهند رسید.

4-   ازدواج نباید برای برآورده شدن خواست های دیگران باشد.

به طور معمول ، آرزوهای پدران و مادران ، ایده آل های آنان، خود سری ها و كج فكری های آنها یا حتی انتقام جویی آنان از زندگی ومحرومیت های قبلی شان ، فرزندان را به سوی ازدواج هایی سوق می دهد كه در آن یا بایستی یك طرف ، یك عمر مظلومیت و تحقیر را تحمل كند وگذشت وصبوری از خود نشان دهد وبه قول معروف بسوزد و بسازد یا این كه هر دو طرف ( زن وشوهر) خود را محكوم به پذیرش این تحكم بدانند یا با به دست آوردن اندك بهانه ای بخواهند خود را از این تحكم پذیری رها ساخته ، در نتیجه با طلاق یا جدایی یا ... زندگی را بر خود و خانواده ، ناگوار و تلخ كنند.

ناگوارتر از این ، خواست های افراد دیگری به غیر از پدر و مادر است. در بعضی جوامع دیده شده است كه دختر خون بهای مقتول است یا دختر به همراه مادر در خانه ناپدری یا ... زندگی كرده ، برای امرار معاش تن به سرنوشتی می دهد كه خود در شكل گیری آن نقش ندارد.

5-   انگیزه ازدواج نباید چشم وهم چشمی ها ومقایسه های اجتماعی باشد.

چه بسا مشاهده شده است كه پسر یا دختری تنها به خاطراین كه مادر یا پدرش می خواهد فرزندشان از دیگر هم سن وسال ها وبستگان كمتر و... جلوه نكند ناخواسته درگیرسرنوشتی می شود كه نه به صلاح اوست و نه خود نقشی درشكل گیری آن داشته است .

6-   ازدواج نباید بدون جلب نظر و راهنمایی و هدایت والدین باشد .

هرچند كه درموارد بالا ، معمولاً گناه متوجه پدران و مادران و جامعه است ، لیكن توجه به این نكته نیز ضروری است كه والدین بایستی به طور حتم درزندگی وتشكیل خانواده فرزندانشان نقش داشته باشند. یعنی لازم است حد ومرزها رعایت شود و فرزندان خودسرانه برای رسیدن به آن چه امروز می بینند اقدام به ازدواج نكنند. تناسب میان زوج جوان ، چنانچه همراه با نظر و راهنمایی والدین باشد ، نتیجه بخش خواهد بود.

7-   ازدواج نبایستی بدون مشورت وچاره اندیشی با بزرگترها صورت گیرد.

تجربه ای كه بزرگ ترها از زندگی خود آموخته اند در موقعیت هایی بایستی مورد استفاده كوچك ترها قرار گیرد. سخن بجایی است كه گفته شده است انسان باید دوبار زندگی كند ، باراول تجربه كسب كند و بار دوم با استفاده از آن تجارب گذشته ، یك زندگی سالم داشته باشد. انسان اندیشمند  با كمی تأمل به این نتیجه می رسد كه از آن جا كه دو بار زندگی كردن ممكن نیست پس به جای زندگی اول می توان از تجربه دیگران و پیشینیان بهره جست . البته این امر در مسئله ازدواج بسیار ضروری است ، چرا كه آگاهی نسبت به مسائل اجتماعی از یك سو و شناخت اصل و نسب و نژاد و ویژگی های اخلاقی هر فرد با توجه به تعلقی كه به اصل و نژاد خود دارد از سوی دیگر، در مسئله ی همسر گزینی و توافق زن وشوهر در زندگی بسیار مهم  و حساس است .

8-   ازدواج نباید بدون توجه به قوانین و دستورهای الهی اسلام باشد.

غریزه جنسی دربسیاری از موجودات زنده از جمله حیوانا ت وجود دارد وانسان نیز دراین ویژگی ، با حیوانات مشترك است . لیكن آن چیزی كه موجب تفاوت انسان از سایر حیوانات شده ، موقعیت ومقام ومنزلت انسان در نظام هستی است. به همان اندازه كه انسان در نظام هستی متمایز از سایر حیوانات ، از برتری و شرافت برخوردار است ، مسئله ی برآورده كردن غریزه نیز باید با شرافت ، ارزش و توجه همراه باشد. لذا مكتب حیات بخش اسلام برای رسیدن انسان به زمینه ای كه بتواند غریزه جنسی  را ارضا نماید، دستورازدواج و زوجیت مرد و زن را مطرح كرده ، بر مشروعیت آن تأكید دارد. دستورها و آداب خاصی كه اسلام برای زن و شوهر قرار داده ، همه برای حفظ شرافت وجایگاه انسان است تا جایی كه تمّرد و سرپیچی زن از شوهر را به نوعی مستوجب عِقاب دانسته و افراط و تفریط در این موارد را بین زن و شوهر مورد ملامت و سرزنش قرار داده است . بنابراین توجه به قوانین اسلام موجب سعادت وپیشرفت خواهد بود ودر هیچ موردی تاكنون قانونی بهتر ومتعالی تر از اسلام ارائه نشده است.


برای مطالعه ادامه مقاله بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید


=========================

خوانندگان و بینندگان گرامی زین آباد زیبا لطفا برای ما بنویسید که به کدام یک از موارد زیر بیشتر علاقه دارید تا ما در وبلاگ براساس سلیقه شما عمل نمایم . با تشکر

1 - خبری 2 - افشا گری 3-علمی 4- فرهنگی 5- ورزشی 6- فناوری اطلاعات 7-نرم افزاری و یا ...


ادامه مطلب مقاله زین آباد زیبا را می خواهم مطالعه نماییم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا  | 

نظریه آشوب (اثر پروانه ای) Chaos Theory :


حس زيباي شلختگي كه در اين عكس وجود دارد بدجوري بیننده را به وجد مي آورد.

http://i37.tinypic.com/2rzxh1u.jpg

البته موضوع تنها يك شلختگي و بي نظمي ساده نيست بلكه ايده اساسي اين طرح اينه كه در بين تمام اين بي نظمي كه مشاهده مي‌شه باز اين تعمير كار شجاع و ماهر بدون از بين رفتن دقت مي‌تونه به كارش ادامه بده.

 

نكته اينجاست كه نبايد هر چيزي رو كه با منطق روزمره خود منطبق نمي‌دونيم رد كنيم و بهش برچسب “بد” بزنيم.

بياييد با يه داستان خيالي يكي از تئوري‌هاي معظم رياضي (و البته فيزيك و انواع مهندسي و مديريت) را بررسي كنيم.

به وقتي فكر كنيد كه اين آقا شروع كرده به تعمير. اول هيچ كدام از ابزارها روي زمين وجود نداشته، كم كم به ابزارهاي مختلف احتياج پيدا مي‌كنه و آنها را از جعبه ابزار خارج مي‌كند. پس از استفاده از هر كدوم از ابزارها سعي مي‌كنه اونها را جايي روي زمين بگذاره كه 1. بدونه كجا گذاشته، 2. هر وقت بخواهد بتونه راحت بهش دسترسي داشته باشه.
ماجراي تعمير اونقدر طول كشيده كه كم كم تمام ابزارها از جعبه‌ها خارج شده‌اند و روي زمين پخش شده‌اند.

اين يعني “آشوب”.

تئوري آشوب يعني اينكه يه جاهايي از دنيا وجود داره كه وقتي با يك وضعيت اوليه شروع كنيد و با هر روش و معادله‌اي كه كار كنيد با گذشت زمان به جايي مي‌رسيد كه ديگه نمي‌شه آينده سيستم رو پيش‌بيني كرد. مثل همين تعمير كار كه ديگه نمي‌شه پيش‌بيني كرد كه هر كدام از ابزارها كجا قرار خواهند گرفت. حرف آخرش هم اينه كه ديگه اجزاي سيستم شما به طور موثر از هم نابسته مي‌شوند.

اين نظريه در سيستم‌هاي ديناميكي رياضي ايجاد شد اما به كلي از حوزه‌هاي ديگر هم كشيد. همين امروز يك مقاله‌اي درباره نظريه آشوب در مديريت مي‌خوندم.

حالا شما بايد فكر كنيد ببينيد با همين اطلاعاتي كه از نظريه آشوب به دست آورديد اين نظريه كجا در زندگي و كار شما ديده مي‌شوند؟

شايد فرصت پيدا كنم و روش‌هاي برخورد با سيستم‌هاي آشوب‌ناك رو هم توضيح بدم اونوقت مي‌بينيد زماني كه براي فكر كردن به تئوري آشوب گذاشتيد بي نتيجه نبوده و مي‌تونيد از اين آشوب‌ها يك دنياي بسيار دقيق و زيبا و هدفمند خارج كنيد.

حتما بهش فكر كنيد، به آشوب!

http://i37.tinypic.com/28s7rbn.jpg

در تصوير بالا وضعيت دو تا سيستم رو مي‌بينيد كه هر دو به تشديد وضعيت رسيده‌اند، يكي از اول معلوم بود داره از بين مي‌ره اما دومي اصلا معلوم نبود! خيلي وحشت‌ناكه، مگه نه؟

پي‌نوشت: اين آشوب يه ارتباط همبسته مثبت نزديك به يك با اثر پروانه‌اي داره، اثر پروانه‌اي -كه اگه فيلمش رو ديده باشيد حتما به عنوان يك معماي مرموز بهش فكر كرده‌ايد- واقعا نظريه فوق‌العاده‌ايه، بدجوري در ذهن آدم آشوب به پا مي‌كنه.

ادوارد نورتن لورنز هواشناس و ریاضیدان موسسه تکنولوژی ماساچوست و تئوریسن تئوریهای معروفی "بی نظمی" و "اثر پروانه ای" در سن 90 سالگی در کمبریج ماساچوست در گذشت. وی در 23 می 1917 متولد و در 16 آوریل 2008 دارفانی را وداع گفت. این دانشمند در تئوری "اثر پروانه ای" گفته است: "ضربه های بالهای پروانه ای در برزیل می توانند در تکزاس توفان به پا کنند."در این تئوری لورنز توضیح می دهد که تداوم تغییرات بی نهایت کوچکی که در اثر بال زدن پروانه ایجاد می شود نتایج ویرانگری تولید می کند.

وی نخستین بار تئوری بی نظمی را در سال 1961 در موسسه تکنولوژی ماساچوست (ام آی تی) مطرح کرد. سپس در سال 1963 این تئوری را کاربردی و در سال 1979 فرمول آن را ارائه کرد.

این تئوری در خصوص پدیده هایی چون تغییرات آب و هوایی غیرمنتظره و حوادث و فرایندهایی که نمی توانند با استفاده از برهانها و قوانین ریاضی رایج، مثل تئوری احتمالات مدل سازی و پیش بینی شوند، توضیح می دهد.

اثر پروانه ای:

اثر پروانه‌ای نام پدیده‌ای است که به دلیل حساسیت سیستمهای اشوبناک به شرایط اولیه ایجاد می‌شود. این پدیده به این اشاره می‌کند که تغییری کوچک در یک سیستم آشوب‌ناک چون جو سیاره‌ی زمین (مثلاً بال‌زدن پروانه) می‌تواند باعث تغییرات شدید (وقوع توفان در کشوری دیگر) در آینده شود.

ایده‌ این‌که پروانه‌ای می‌تواند باعث تغییری آشوبی شود نخستین بار در ۱۹۵۲ در داستان کوتاهی به نام اوای تندرکار ری بردبری مطرح شد. عبارت «اثر پروانه ای» هم در ۱۹۶۱ در پی مقاله‌ای از ادوارد لورنتس به وجود آمد. وی در صد سی و نهمین اجلاس EEESدر سال ۱۹۷۲ مقاله‌ای با اين عنوان ارائه داد که «آيا بال‌زدن پروانه‌ای در برزيل می‌تواند باعث ايجاد تندباد در تکزاس شود


==============================================

******هشدار ICT ******:

مواظب باشید !!!!!!؟؟؟؟؟؟

فن آوری حریم خصوصی ICT در دست نا اهلان :


خون حریم خصوصی بر چنگال فناوری های ارتباطی


 «جرج اورول» در کتاب «1984» از عده ای با نام «برادر بزرگ»(Big Brother) نام می برد که مدام ناظر اعمال و رفتار مردم اند. به نظر می رسد اکنون مسئولیت خطیر این برادران بزرگ را اینترنت و فناوری های نوین ارتباطی اش بر عهده گرفته اند.

امروزه «حریم خصوصی» به همراه غرق شدن ما در دنیای مجازی دارد خفه می شود. برخی از ما در مقابل آسانی کار با اینترنت، ابزارها و تسهیلاتش چنان ذوق زده شده ایم که هیچ گاه با خود فکر نکرده ایم ممکن است مطرح کردن برخی موضوعات به قیمت مرگ حریم خصوصی مان تمام شود.

اکنون هر کدام از ما همچون شخصیت اول فیلم «نمایش ترومن» (Truman Show) بازیگر نمایش زندگی در استادیوی بزرگی به وسعت جهان زندگی به ظاهر آرامی داریم. استادیویی که می تواند در دنیای مجازی به راحتی جای گیرد و به واسطه کمک تکنولوژی های نوین ارتباطی و اطلاعاتی کاری کند که میلیاردها چشم ما بپایند. کاری که این روزها خودمان هم به طور ناخواسته انجامش می دهیم.

در سالهای اخیر اینترنت با تغییر شکل اساسی روبه رو بوده است. زاده شدن مفاهیمی مثل وبلاگ، چت، شبکه های مجازی دوست یابی مثل اورکات یا آواتار، که هر روز هم پیشرفت می کنند، یوتیوب که به راحتی می شود میلیون ها قطعه فیلم بر آن آپلود کرد، Picasa یا سایر آلبوم های عکس، تنها نمونه هایی از این تغییرات تأثیرگذار هستند.

به نظر می رسد با وجود این تکنولوژی ها، افراد چنان سر ذوق می آیند که هر چه دارند وندارند روی دایره پر کَلَک آن می ریزند و به راحتی برای دیدن خودِ مجازی شان در آن به رازگشایی می پردازند و خود را بروز می دهند. با بیشتر شدن سرعت اینترنت و شبکه های پهن باند، حتی برخی شروع کرده اند به تاسیس شبکه های خصوصی تک نفره. شبکه هایی که خرجش تنها دوربینی مدار بسته روی کلاه شخصی و حوصله حرف زدن و روی وب نهادن لحظه لحظه های شخصی است. بدین ترتیب افراد راحت تر از خودشان، احساسات، زندگی روزمره، علایق شخصی، شکل و شمایل ظاهری و در کل زندگی شان می گویند.

یعنی افراد، خود را به کسانی که اصلاً شناختی نسبت به آنها ندارند به نوعی معرفی می کنند. این امر در سطح دیگر هم انجام می شود؛ مثلا فرد در وبلاگش از تفکر، خاطرات و زندگی روزمره اش می گوید. یا در چت با غریبه ترین افراد، شخصی ترین صحبت ها و عکس ها را رد و بدل می کند. در آلبوم عکس و فیلم که آدم ها می خواهند که از علایق، تجربه ها و زندگی روزمره شان اثری باقی می گذارد. همه اینها مرزهای حریم خصوصی افراد تنگ تر از قبل می کند. حالا آدم ها به اشکال مختلف به بقیه اجازه می دهند که به شکل عمومی وارد حریمی شوند که تا چندی قبل برای همه خصوصی محسوب می شد.

آدم های امروز در دنیایی زندگی می کنند که می توانند از طریق سرویسی مثل Google Earth با داشتن آدرس یک نفر، ریزه کاری های محل زندگی او را هم بررسی کنند. بدین ترتیب آدم ها چنان در دسترس چشمان کنجکاو ما قرار می گیرند که پیدا کردن اطلاعات خصوصی آنها به آسانی آب خوردن می ماند. امری که در گذشته نه غیر ممکن، بلکه بسیار سخت تر از این می نمود.

ازطرف دیگر باید به مجموعه اطلاعات بی نهایتی که از طریق Cookie ها و browserها جمع آوری می شود اشاره کرد. عملاً با وجود کوکی ها، افراد حقیقی و حقوقی مختلف می تونند به انواع اطلاعات شخصی افراد دسترسی داشته باشند. مثلا اینکه طرف چه چیز مطالعه می کند، از کجا خرید می کند، عمدتاً چه می خرد، چه موقع خرید می کند، چه سایت هایی را زیاد سر می زند، در کدام ها بیشتر مکث دارد و...

ما در ارتباط با فضای مجازی کارهای مختلفی انجام می دهیم؛ از کامت گذاری برای یک وبلاگ گرفته تا نام نویسی برای دریافت یک مجله یا خرید آن لاین و... در همه این فعالیت ها ما مجبور به وارد کردن نام و مشخصات خودمان هستیم. در این میان، ممکن است کمتر از خود بپرسیم که این اطلاعات چه می شود. اطلاعاتی که به راحتی می تواند مورد معامله سودجویان قرار بگیرد. چرا که آنها به واسطه شناخت نیازهای ما می توانند به اصطلاح خدماتی ناخواسته برایمان ارائه کنند؛ خدماتی لازمه اش سرک کشیدن به حریم خصوصی ماست. (راستی چند نفر از ما موقع وارد کردن مشخصات اولیه ای مثل اسم و سن و تاریخ تولد و... به قسمت امینت داده هایش(Privacy Policy) را بررسی می کنیم تا ببینیم چقدر اطلاعات ما محفوظ است؟)

این امر در رابطه با مجموعه اطلاعاتی که از خرید با کارت های اعتباری وحشتناک تر است. ما با خرید از طریق این نوع کارت ها انبوهی از اطلاعات را در اختیار بانک ها قرار می دهیم. غافل از اینکه به این ترتیب ما آنها را از کوچکترین جزئیات زندگی مان آگاه می کنیم. دقیق شدن دراین رابطه اوج فاجعه را نشان می دهد. مثلا آنها می توانند بفهمند که ما میزان مصرف لبنیات مان چه قدر است. از کجا لباس می خریم. چه قدراز پولمان را صرف چه نوع لباسی می کنیم. چند بار کلاس های فوق برنامه می رویم. برای کوتاه کردن موها به کدام آرایشگاه می رویم و...

اگر اینترنت و فضای مجازی اش را تکنولوژی نرم بدانیم، تکنولوژی های سخت بیشتر به تکنولوژی های مخابراتی مربوط می شود. مثل سرویس های WAP از روی موبایل یا هر نوع سیستم GPS که به نوعی سیستم موقعیت یابی(Positioning System) محسوب می شوند. به این ترتیب افراد در هر جایی که باشند موقعیتشان مشهود است. مثلاً یک شرکت می تواند بداند کارمندش بیرون از دفتر به کجا می رود و چه می کند.

انسان گرچه با فناوری های نوین ارتباطی به موجودی بی زمان و مکان تبدیل شده است. ولی این بی زمانی و مکانی تبعاتش از بین رفتن حریم خصوصی است. فرق انسان امروزی با ترومن فیلم "نمایش ترومن" این است که حتی اگر هم از ناآگاهی خود آگاه شود باز هم خودش را به راهی دیگر می زند. شاید این جوری بتواند خیلی چیزها را ندید بگیرد.

اما این آگاهی ها از کجا می آید؟ بحث حفظ حریم خصوصی از چه زمانی مطرح می شود؟ آیا تنها فناوری ها تهید کننده حریم خصوصی اند؟ برای حفظ آن چه قوانینی در نظر گرفته شده است؟ این ها سوالاتی است که در بخش دوم این نوشته به آن پاسخ می گوییم.

جهت مطالعه ادامه مقاله بروی دکمه "ادامه مطلب" کلیک نمایید :

===========================================

لیست کتابهای معلم شهید دکتر علی شریعتی که برای استفاده و دانلود :


تعداد صفحات

لینک های دانلود

نام کتاب به فارسی

ردیف

16

لینک اول - لینک دوم

متن کامل وصیت نامه دکتر علی شریعتی

1

34

لینک اول - لینک دوم

علی حقیقتی بر گونه اساطیر

2

53

لینک اول - لینک دوم

مکتب ، وحدت ، عدالت ، علی

3

21

لینک اول - لینک دوم

بازگشت به خویشتن

4

41

لینک اول - لینک دوم

پدر مادر مامتهمیم

5

20

لینک اول - لینک دوم

نیازهای انسان امروز

6

20

لینک اول - لینک دوم

پیروان علی و رنج هایشان

7

86

لینک اول - لینک دوم

روش برداشت از قران

8

37

لینک اول - لینک دوم

روم ، پیام امید به روشنفکر مسئول

9

89

لینک اول - لینک دوم

سلمان پاک

10

20

لینک اول - لینک دوم

یک جلوش بی نهایت صفر

11

12

لینک اول - لینک دوم

آری این چنین بود برادر

12

8

لینک اول - لینک دوم

اگر پاپ و مارکس نبودند

13

66

لینک اول - لینک دوم

علوی و صفوی

14

135

لینک اول - لینک دوم

فاطمه فاطمه است

15

7

لینک اول - لینک دوم

شهادت

16


ادامه مطلب مقاله زین آباد زیبا را می خواهم مطالعه نماییم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا  | 
به نام مدنی قدم زدن و به نام خطیب قلم زدن = نان به نرخ روز خوردن یعنی این !!؟

از اینکه افراد بی سواد وبی اطلاع درمورد کاندیداها نظر می دهند وسطح سواد وسابقه مدیریتی وتحصیلاتی تعیین می کنند بسیار متاسفم اعتقاد به مقدسات اگر نیست وجدان بشری کجا رفته؟"""" بر حسب اطلاع اینجانب جناب اقای خطیب ان وقتی که در مقابل نیروهای جلاد شاه ایستاده بود خیلیها دنبال چیزهای دیگر بودند از باب اطلاع شما اقای بی اطلاع عرض میکنم که ایشان ضمن اینکه دارای مدارک خارج فقه می باشد (البته برای شما این مطلب نا مفهوم است) طبق مدارک سازمان استخدامی کل کشور 27( بیست وهفت سال و چند ماه )سابقه کار مدیریتی دارد وهمیشه به عنوان مدیری شایسته انجام وظیفه نموده است بنا براین برادر سوراخ دعا را گم کرده ای اگر می خواهید طعم نمایندگی را به چشید تنها وتنها به اقای خطیب رای بدهید مشکلات گناباد فقط بدست ایشان حل می شود

علی حسینی دانشجو گناباد

ارسال شده توسط علی حسینی دانشجو از کناباد | ايميل: | در ۱۵ بهمن ۱۳۸۶ ۱۱:۱۳

متن کامل نظر آقای علی حسینی در پایگاه خبری گناباد نیوز

http://www.gonabadnews.com/news/1386/10/post_137.html

و حال مهدیزاده..... !!!؟؟؟

===========================
شیطان شناسی
(1)


بسیاری از ما می پنداریم که شیطان و وسوسه هایش وحشتناک و غول آسا و سخیف و زننده است . گویی شیطان چون لولو خرخره می باشد . در حالی که توصیف قران دربارۀ شیطان اتفاقاً بر عکس پندار ماست و می فرماید که شیطان امیال و اعمالتان را برایتان زیبا و لطیف می سازد و شما را به آن مغرور می کند و اتفاقاً شما را از فقر و نداری به وحشت می اندازد و بدین گونه در شما رخنه می کند . بقول قرآن تنها کالای شیطان برای انسان همان غرور است . و آدمی فقط از طریق زیبا سازی افکار و اعمال زشت خود مغرور می شود . بنابر این واضح است که قدرت توجیه گری ما دربارۀ اعمال نادرست همان حضور شیطان است .

شیطان در قلمرو منطق و ذهنیت ما از درب مفاهیمی چون عشق ، خدا ، سعادت ، پیشرفت ، علم ، افتخار ، خدمت و قداستها وارد می شود و بدینگونه است که میتواند فسق را عاشقانه سازد و خیانت را لباس خدمت بپوشاند و بخل را تعبیر به غیرت نماید و.... پس یادمان باشد که رد پای شیطان رادر خود شیفتگی ها و افتخارات و قداستها و عظمتهای خود بشناسیم و نه در حقارت ها و بدبختیها .

 مردان خدا پرده ي پندار دريدند
يعني همه جا غير رخ يار نديدند

هر دست که دادند همان دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنيدند

يک طايفه را بهر مکافات سرشتند
يک سلسله را بهر ملاقات گزيدند

جمعي به در پير خرابات خرابند
قومي به بر شيخ مناجات مريدند

يک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند
يک زمره به حسرت سر انگشت گزيدند

يک جمع نکوشيده رسيدند به مقصد
يک قوم دويدند و به مقصد نرسيدند

فرياد که در رهگذر آدم خاکي
بس دانه فشاندند و بسي دام تنيدند

همت طلب از باطن پيران سحرخيز
زيرا که يکي را ز دو عالم طلبيدند

زنهار مزن دست به دامان گروهي
کز حق ببريدند و به باطل گرويدند

چون خلق در آيند به بازار حقيقت
ترسم نفروشند متاعي که خريدند

جامعه جوانان زین آباد فردا دیر است .............
========================
گرگ پیر زین آباد

آدم ها بر دو قسمند:یا مادرزادی گرگ به دنیا می ایند...
ویا بره متولد می شوند...گرگ ها همیشه گرگ می مانند،
ولی بره ها یا در نهایت تبدیل به یک گوسفند تمام عیار
می شوند و یا یاد می گیرند چگونه گرگ باشند....
قسمت جالب ماجرا اینجاست که گرگ "بره زاده" حریص تر
و خون ریز تر از گرگ "گرگ زاده" است....چرا که او از روی عقده ی
حقارت و کینه و نفرت می درد و گرگ زاده تنها به حکم عادت...


http://i29.tinypic.com/2jcx07a.jpg

The image “http://i30.tinypic.com/20i6fm8.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.




========================================

چوپان پیر دروغگو


از چوپان دروغگو پرسیدن:خسته نمی شی این همه داد می زنی :گرگ آمد ... گرگ آمد". عجب حوصله ای داری آ. گفت: پس چی کار کنم . اخه در حال حاضر پرسودترین سرگرمی ممکن اعم از تفریحات سالم و ناسالم  همین سرکار گذاشتن مردمه ... .

http://www.koodakan.org/Story/StoryKids/picture/sk0483.jpg
از چوپان دروغگو پرسیدن : چرا چند وقته داد نمی زنی " گرگ آمد ... گرگ آمد" ، اتفاقی افتاده؟ گفت : حالا بین خودمون باشه ، صداشو در نیارین . دارم می خونم واسه دروغای شاخدار. امتحانش نزدیکه ... تاز دیگه ما پیر شدیم حسنک و عباسک هستند !!!!
http://i30.tinypic.com/1zfnbi9.jpg


 


+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا  | 

در را بکوبند...آه! نه! در را بسوزانند!

http://i31.tinypic.com/2aj9jbk.jpg


غزلی تقدیم به مادر مهربان آیینه ها و کبوترها(س)

وقتی که کرکسها کبوتر را بسوزانند
خار و خسی گلهای پرپر را بسوزانند


وقتی تبرها دست در دست درختی خشک
سر شاخه های تازه و تر را بسوزانند

دیگر حریم باغبان را کی نگهدارند
وقتی سر سرو تناور را بسوزانند

از میوه های تلخ پر کردند دلها را
تا میوه قلب پیمبر را بسوزانند!


از دوزخ سرخ حسادت هیزم آوردند
تا آیه های سبز کوثر را بسوزانند

حالا به جایی می رسد بی شرمی این قوم:
در را بکوبند...آه! نه! در را بسوزانند!

دست علی را بسته می خواهند بعد از تو
تا با دروغی کهنه منبر را بسوزانند

یک روز دیگر می رسند از راه مادر جان
با جام زهری تا برادر را بسوزانند

فردای آن هم خیمه های عشق می سوزند
در کربلا تا دشت محشر را بسوزانند

آیینه ها در شوق دیدار تو می سوزند
تا لحظه دیدار خنجر را بسوزانند

فردای آن... فردای آن... طاقت نداری شعر
تا واژه های داغ دفتر را بسوزانند؟!

سربسته می گویم: زمین گرما نخواهد دید
وقتی که کرکسها کبوتر را بسوزانند!

این شعر از طرف جامعه جوانان زین آباد تقدیم میگردد به همه مادران مهربان دیارمان زین آباد

================

فريب گريه زاهد مخور ز سادهِ دلی

ظاهرا پس از انتشار مطالب اخیر ما٬ در زین آباد زیبا٬نشراین مطالب مورد استقبال انبوه از خواننده گان قرار گرفت٬ و دریافت ایمیلها و پیامهای بیشماری که در کامنت ها دیده میشود گویای این واقعیت است٬ اما تعداد دیگر نیز به طور معمول عصبانی و ناراحت به نظر میرسند و احساسات کهنه پرستانه و عقبگرانه ی شان اجازه تعقل و تفکر را از آنان گرفته و تنها به خشم و احساسات بسنده کرده اند. البته در جمع جامعه جوانان زین آباد و هیت تحریریه با تقابل زحمت٬ نقدی طولانی را به نگارش گرفتند که جای تقدیر و تشکر را دارد.


==============================

می نویسیم تا بخوانید تا شاید روزی به کار آید ...


http://i26.tinypic.com/ori5vs.jpg


وای از آن وقتی که "حسینی ها"به "نجات" بی گناهی کمر همت ببندند! آن وقت است که داستان سگ های قطبی تکرار می شود: این سگ ها ، وقتی که کسی(مثلا بر اثر شکستن قایق) به دریا سرنگون شود خود را به آب می اندازند و به او می چسبند و به طرف ساحلش می کشند، و در جریان این عمل خفه اش می کنند!

ممکن است که غریق شنا بداند ،لیکن حیوان مانع شنا کردن وی می شود.همچنین احتمال دارد که تخته پاره یا حلقه ی نجاتی در کنار او باشد، اما حیوان نمی گذارد که او از آن استفاده کند و چنان چه که غریق نخواهد که خود را کاملا در اختیار او بگذارد و در این کار اصراری بورزد ، حیوان گازش می گیرد و به اطاعت از خود وادارش می کند ،زیرا که سگ های قطبی خود را به این کار موظف می دانند و برای خود در این امر رسالتی قائل هستند !

لیکن از آن جا که این سگ ها کار خود را با آدمک چوبین آموخته اند،چیزی را که نجات می دهند و به ساحل می رسانند ،"جنازه"ی انسان غریق است نه"حیات"او!

آری... وای از آن وقتی که "حسینی ها" به "نجات" بی گناهی کمر همت ببندند :زیرا آن وقت است که داستان سگ های قطبی تکرار می شود!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا  |